کردار شناسی نامی است که به بیولوژیست هائی که رفتار جانو را از یک دیدگاه تعاملی مطالعه می کنند اطلاق می شود.با این تعریف داروین را می توان نخستین کردار شناس دانست.کردار شناسان اعتقاد دارند که ما تنها در صورتی که جانور را در جایگاه طبیعی او مطالعه کنیم می توانیم رفتار وی را در یابیم تنها به این طریق ما می توانیم ببینیم که چگونه چنین رفتاری گونه ای را در محیط طبیعی از صیادان حفظ می کند.

روانشناسانی که جانوران را تنها در آزمایشگاههای فردی مطالعه می کنند چیزهای زیادی را از دست می دهند بسیاری از گونه ها در هنگام اسارت حتی تولید مثل نمی کنند و معمولاً موقعیتی پیش نمی آید که لانه سازی جفت یابی یا رفتار والدی را در آن مشاهده کرد ( کرین ، 1367).

کردار شناسان به غریزه  توجه دارند از منظر غیر علمی هر رفتار غیر اکتسابی را غریزی یا غریزه می نامند اما کردار شناسان تنها دسته ویژه ای از رفتارها را غریزه فرض می کنند. آنان در پژوهش های خود نشان دادند که یک غریزه به وسیله یک محرک ویژه خارجی به کار می افتد. ضمن اینکه غرایض ویژه گونه هستند.بدین معنا که الگوی خاص رفتاری آنها در اعضا یک گونه ویژه یافت می شود.

رفتار همیشه شامل برخی الگوهای عملی تثبیت شده :یعنی برخی اجزاء حرکتی کلیشه ای است. پس نتیجه می گیریم غرایض از دیگر شکل های رفتار نا آموخته و از بازتابها مغایر هستند. بر طبق نظر کردار شناسان هر یک از انواع حیوانات با مجموعه ای از الگوهای تثبیت شده به دنیا می آیند (کرین و 1367)