رابطه جنسیت و سبک های هویت
جنسیت اولین طبقه بندی اجتماعی در هر جامعه است ( ماسن و همکاران ، 1380 ) ، و جنسیت به عنوان مهم ترین و برجسته ترین عنصر هویت شخصی یا خود ، آن بخش از هویت اجتماعی است که در آن هر کدام از ما به یکی از دو مقولة مرد یا زن منتسب می گردیم . در واقع می توان گفت که هر کدام از ما دارای یک هویت جنسیتی هستیم یعنی به خودمان بر چسب مذکر یا مؤنث می زنیم ( علیزاده ، 1387 ) .
دادن تعریف جامع و مانعی از هویت جنسی کار دشواری است . زیرا به تناسب دیدگاه هایی که در این باره وجود دارد ، تعاریف با یکدیگر تفاوت پیدا می کنند . برخی ، نظیر بوهان هویت جنسی را با جنسیت یکی می دانند ، برخی آن را با گرایش جنسی ، یعنی این که احساسات عاطفی شخص معطوف به کدام جنس باشد ، همسان می پندارند ( توکلی ، 1382 ).
فرد طی فرایندی که الگویابی جنسی خوانده می شود ، الگوها و رفتارهای مناسب با جنسیت خویش را کسب می کند . بطور خلاصه می توان گفت هویت جنسی همانند سازی فرد با نقش جنسی مردانه و زنانه است ، به زبانی دیگر می توان گفت که ، فرایند الگویابی جنسی عبارت است از چگونگی تأثیر جنسیت زیست شناختی و فرهنگ مربوط به آن در شکل گرفتن رفتار و نیز ادراکی که شخص از خود می یابد ( ماسن و همکاران ، 1380 ) .
تفاوت های روانشناختی بین زنان و مردان همواره برای مردم عوام جذاب بوده است ، شاید به این دلیل که هر یک از ما ، به یکی از این دو گروه تعلق داریم و بنابراین فوری به این موضوع علاقه نشان می دهیم . این مطلب برای روانشناسان نیز دارای جذابیت و اهمیت قابل توجهی است . تایلر در کتاب روانشناسی تفاوت های انسان گفته است : « هیچ موضوعی در روانشناسی به این اندازه جذابیت همیشگی نداشته است » ( شکلتون و فلچر ، 1376:ص 137 ) .
نظریة روانشناسی اجتماعی در تبیین تفاوت های جنسی در تجربة روابط صمیمانه نشان می دهد که زنان و مردان طی فرآیند اجتماعی شدن یاد می گیرند که از شیوه های هماهنگ با جنس خود برای تجربة صمیمیت بهره گیرند . مردان متأثر از فرایند اجتماعی شدن و با پیش بینی خطر طرد اجتماعی همواره از بروز ویژگی های زنانه مانند هیجانات و صمیمیت زیاد خودداری می کنند ( دانشورپور و همکاران ، 1386ب ) .
در باب مفهوم جنسیت نیز افرادی مانند رشیدی نبی کندی ( 1387 ) که معتقد است ، جنسیت صفات فیزیکی است که بر حسب آنها مردان و زنان با یکدیگر تفاوت دارند ، اطلاق نمی گردد ، بلکه به ویژگی های اجتماعی رفتار زنانه و مردانه مربوط می شود . با این وجود در برخی جوامع ، جنسیت براساس جنس تعریف می شود و در برخی براساس روابط بیرونی . براساس الگوهای کلاسیک ، جنس دارای تعاریف ثابت است و روابط میان دو جنس نیز روابطی ثابت و از پیش تعیین شده اند . به عبارت دیگر ، جنسیت برخاسته از جنس است و هر دو براساس یک وضعیت ثابت استوارند . ولی اگر این چارچوب معرفتی را نپذیریم ، اجزای جنسیت کاملاً متحول می شود . اما ، برای گریز از افراط و تفریط ، نه باید جنس را در جنسیت منحل دانست ، و نه جنسیت را یکسره از سرچشمة جنس دانست . تصور از انسان به عنوان « جنس واحد » تصوری اسطوره ای است . به عبارت دیگر ، انسان ، در واقع ، موجودی دوجنسی است ، نه یک جنس واحد . با پذیرش چنین فرضی ، بینشی که روابط جنسیتی را ثابت می انگارد اعتبار خود را از دست می دهد . این دیدگاه نیز در برخی دیگر از جوامع به خصوص جوامع غربی با رویکرد فمینیستی دیده می شود .
گارفینکل نظریة اکتساب وضعیتی خود را بدین صورت مطرح کرد که ، عضویت در مقولة جنس ، از طریق وضعیت ها و رویدادهای محدث و نیز وفادار ماندن به این منطق که چنین عضویتی طبیعی و بهنجار است و یکی از واقعیت های اخلاقی زندگی به شمار می آید ، تداوم می یابد . اساس این نظریه آن است که جنسیت اکتسابی است و آدم ها برای آنکه مؤنث و مذکر جلوه کنند ، باید به شیوه های معینی صحبت و عمل کنند ( توکلی ، 1382 ) .
بلوک و هاآن در 1971 در مطالعه ای در زمینة هویت جنسی نشان داده اند که هویت جنسی مردان بطور عمده دارای رشد مثبتی بوده و بیشتر به سن آنان بستگی دارد ؛ در حالی که رشد هویت جنسی زنان اغلب جنبة منفی داشته و با هویت جنسی مردان متفاوت است . از این رو ، مردان با افزایش سن ، اعتماد بیشتری از خود نشان می دهند ، رضایت فردی و شایسته ای دارند و به پایگاه اجتماعی بیشتر تعلق می یابند ؛ در حالی که زنان احساس منفی از رفتارهای جنسی خود ابراز می دارند ، همچنین بیشتر حالت محتاط و مطیع دارند . در همین تحقیق ، مشاهده شده است که رشد هویت در مردها به این دلیل مثبت است که آنها هم زمان احساسات پیشرفته و عاطفی خود را محدود می سازند ؛ در حالی که حداقل اطمینان با افزایش سن در زنان به این خاطر است که بیشتر احساسات خود را ابراز می دارند و محدودیت کم تری نشان می دهند ( ربانی و کجباف ، 1386 ) .
طبق نتایج تحقیق علیزاده ( 1387 ) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر پذیرش هویت جنسیتی دختران دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ، می توان گفت که پذیرش هویت جنسیتی دختران دانشجو بر حسب تحصیلات مادر متفاوت است و با بالارفتن تحصیلات مادر نمرات هویت جنسیتی دختران افزایش می یابد . همچنین وضعیت تأهل با پذیرش هویت جنسیتی رابطه دارد ، بطوری که در خانم های متأهل بیشتر هویت زنانه دیده می شود .
مردان همواره از ارائة تصویری ضعیف و آسیب پذیر از خود به دیگران در هراس هستند ، اما زنان می توانند به راحتی آن دسته از اطلاعات و نگرانی هایی را که ممکن است آنان را آسیب پذیر جلوه دهد ، افشا کنند ( دانشورپور و همکاران ، 1386ب ) .
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .