نظریه دینی جورج فریزر
جادو و دين: وي بحث جادو و دين را مطرح مي كند، و آن را موضوع اصلي كتاب (شاخه زرين) قرار مي دهد. وي در نحوه ايجاد جادو به اين حقيقت اشاره دارد كه:
زندگي انسان هاي اوليه بر نزاع براي زنده ماندن متمركز است و لذا هر تلاشي را براي درك جهان و تغيير ان انجام مي دانند كه ابتدايي ترين نوع اين تلاش ها شكل جادو به خود گرفت. كه فريزر نام جادوي همدلانه را بر ان نهاد.
به نظر فریزر وحشيان هميشه گمان مي كردند كه وقتي دو چيز از لحاظ ذهني با يكديگر همراه شوند، يعني وقتي انها به نحو همدلانه اي در ذهن ظاهر شوند بايد در جهان خارجي نيز صورت فيزيكي به همراه داشته باشد.
اين پيوندهاي اساسي دو نوع بوده است كه به وسيله جادو گران برقرار مي شده است :
پيوند تقليدي : يعني جادويي كه اشيائ براساس شباهت به هم مرتبط مي شوند
پيوند مسري : يا جادوي تماس كه بر اساس اصل تماس پيوند برقرار مي شده است
وي نشان ميدهد كه مسلم مي پندارند كه طبيعت بر اساس اصل پيوند و تماس عمل مي كنند . و آن را اصولي دايمي و جهاني مانند قانون علت و معلولي علمي جديد مي پندارند. را براي مردم ابتدايي جديد بوجود اورده بود .
البته وي بر قدرت اجتماعي جادوگران به عنوان پادشاه قبيله تاكيد مي كند.
" به نظر وي اگاهي مردم از اين خطا ( جادو ) يك توسعه مهم در تاريخ انديشه بشري است زيرا با افول جادو دين جاي ان را پر مي كند " (هميلتون ،1377: 62 )
وي بر خلاف تيلور كه دين را شبيه جادو مي دانست ، انها را از هم جدا ميكرد به نحوي كه خاصيت اصلي دين را امتناع از جادو مي دانست .
مردم ديگر براي كنترل و تغيير طبي عت نه طبق اصول تقليد وتماس به شخصيتهاي فوق طبيعي مانند خدايان وفرشتگان اعتقاد دارند و به جاي وردهاي جادو گران به دعا وتوسل به الهه مي پردازند.واين جاست كه حوزه تفكر بشري از حوزه جادو ببه حوزه دين منتقل شده است.به نظر وي سرانجام دين نيز در تلاشهاي انسان براي تبيين جهان همانگونه كه تيلور گفته بودشكست خورد ومشخص شد كه ادعاي خدايا نش بيشتر از جادو نيست . وبنا براين همانگونه كه عصر جادو به عصر دين واگذار شد عصر اعتقاد به خدا نيز به عصر سوم واينده بشر يعني عصر علم كه پيش روي ماست واگذار مي شود .
" دين مانند جادو بايد در مقوله بقاياي تايلور جاي گيرد " (هميلتون ،1377: 70 )
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .