ازدواج قراردادي اجتماعی است که باعث بوجود آوردن یک کانون خانوادگی براي زندگی و تکثیر و بقاء نسل انسان از طریق بوجود آوردن اولاد و تعلیم و تربیت آنان مطابق با هنجارهاي خانوادگی و فرهنگی می شود . در دین مبین اسلام قداست واهمیت تشکیل خانواده مورد تأکید قرار گرفته است به حدي که ازدواج بعنوان محبوب ترین بنیاد نزد خداوند ذکر شده است . ازدواج یک رابطه بسیار نزدیک و طولانی را بین زن و مرد ایجاد می کند .

در صورتیکه ارتباط سالم و مؤثر بین زن و مرد بوجود نیاید ، بقاء آن با مشکل مواجه می شود . براي اینکه ازدواج بناي مستحکمی داشته باشد ، باید بر اساستوافق طرفین و بررسی خانواده هاي آنان صورت گیرد . لازمه این امر است که طرفین معیارهاي مناسبی براي انتخاب همسر تعیین نمایند و به بررسی و مشورت با دیگران جهت آگاهی از ویژگیهاي فرد مقابل و تطابق آن با معیارهاي مناسبی براي انتخاب همسر تعیین نمایند و به بررسی و مشورت با دیگران جهت آگاهی از ویژگی هاي فرد مقابل و تطابق آن با معیارهاي خود بپردازند ، از طرفی زوج هاي جوان آینده سازان هر کشوري هستند و سلامت جامعه در گرو تأمین سلامتجسمی ، روانی و اجتماعی آنان است .

ازدواج عامل بوجود آمدن خانواده ، تکثیر و بقاي نسل انسان است و در ادیان توحیدي و بویژه دین مبین اسلام از قداستی ویژه برخوردار است و اگر با شرایط و آگاهی کافی صورت گیرد اثرات مهمی بر سلامت افراد و اجتماع می گذارد . کسب آمادگی براي ازدواج از شرایط لازم براي ازدواج است . از دیدگاه روانشناسان زمانی فرد آماده ازدواج است که سه ویژگی ذیل را دارا می باشد :
1- رسیدن به بلوغ اجتماعی (Social maturation) 
2- انگیزش (Motivation) 
3-داشتن اطلاعات (Information) 
1- رسیدن به بلوغ اجتماعی:
هر انسانی سه مرحله از بلوغ را طی می کند . بلوغ جسمانی ، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی .
بلوغ جسمانی عبارت است از آغاز تغییر در سطح هورمونهاي جنسی که باعث تغییرات جسمی و روانی می شود و تحت تأثیر عواملی نظیر آب و هوا ، شرایط اقلیمی ، وراثت و تغذیه و غیره می باشد . بلوغ روانی عمدتاً 3 تا 4 سال پساز بلوغ جسمانی اتفاق می افتد .
نوجوانان در این مرحله داراي ثبات و آرامش نسبی روانی هستند . در این مرحله با تسلط نسبی روان بر جسم حالت خود شیفتگی و بروز عشق هاي رومانتیک افزایش می یابد . بلوغ اجتماعی آخرین مرحله بلوغ است که حدود 3 - 4 سال پس از بلوغ روانی ایجاد می شود در این مرحله احساس مسئولیت نسبت به دیگران ، غلبه بر احساس، علاقه به ازدواج و برقراري روابط عمیق و پایدار در فرد بوجود می آید .

2- انگیزش :
براي ازدواج موفق لازم است و ازدواج بدون انگیزه ازدواجی تحمیلی است .
3- داشتن اطلاعات :
آگاهی از علایق ، توانمندي و نواقص خود ، آگاهی از ساختار روان زن و مرد که می تواند به تفاهم و درك مقابل کمک نماید و داشتن اطلاعات در مورد نقش ها و وظائف خود در زندگی مشترك به شروع یک زندگی موفق کمک می کند . آگاهی زوجین از آنچه باعث تحکیم یا تخریب ارتباط در زندگی زناشویی می شود ، به موفقیت آنان در زندگی مشترك کمک می کند .

آموزش قبل از ازدواج

آموزش، فرایندی منظم، هدفدار و برنامه ریزی شده می باشد که نقطه شروع آن را تعیین نیاز آموزشی فراگیران مشخص می سازد. تدوین برنامه های آموزشی منظم، در همه زمینه ها، نیازمند سنجش و شناخت نیازهای مهم و اولویت بندی آنها در فراگیران می باشد. زیرا فراگیران یکی از اساسی ترین منابع ، جهت تعیین نیازهای آموزشی هستند. ولی مطالعات و پژوهش ها در ارتباط با بررسی نیازهای آموزشی در کلاس های مشاوره قبل از ازدواج بسیار کمتر است. فلذا با توجه به ارزش و اهمیت خانواده و جایگاه والای آن در جامعه، شایسته است که پژوهشگران در عرصه خانواده به این موضوع اهتمام بیشتری داشته باشند.

ازدواج ارضا کننده و رشد دهنده شخصیت انسان به شمار می رود و از همان اوایل مورد توجه فلاسفه، متخصصان، بخصوص اخلاقیون و پیروان ادیان قرار گرفته است. ولی به علت تهدید توسط عوامل مختلف، توصیه هایی را در حفظ بنیان های آن ارائه کرده اند (گلدنبرگ ، 1996).

تعارض در روابط افراد پدیده ای شایع و رایج می باشد. در امر ازدواج و زندگی زناشویی هم وجود برخی تعارضات جزئی از زندگی مشترک محسوب می شود. پس ضروری است که زن و شوهر یاد بگیرند که چگونه تعارض های خود را حل کنند. چون در صورت حل نشدن و تداوم این تعارضات ممکن است کار آنها به جدایی بکشد(ثنایی ،1375).

 از مهم ترین مسائلی که زوج ها در اوایل ازدواج با آن مواجه اند، عدم آشنایی کافی از یکدیگر است که بلافاصله پس از شروع زندگی مستقل بروز می کند. توافق بین زوجین زمانی به وجود می آید که آنها از همه مسائل، عقاید، نگرشها و امیال و آرزوهای یکدیگر آگاه باشند. این آگاهی و هماهنگی تأثیر فراوانی بر رضایت زناشویی در زندگی مشترک دارد و رضایت زناشویی بر تداوم خانواده و کاهش اختلافات بین آنها در سایه میزان شناخت زوجین از یکدیگر صورت می پذیرد (بریچلر ، 1975).

آموزش های قبل از ازدواج رویکرد نسبتا تازه ای برای جلوگیری از شکست در زندگی زناشویی می باشد. این رویکرد مبتنی بر این دیدگاه است که زوج ها می توانند با آموزش های قبل از ازدواج یاد بگیرند که چگونه ازدواج  های موفق و پایداری داشته باشند. این آموزشها، شامل روش های تنظیم خانواده، مسائل مربوط به باروری، بیماری های ژنتیکی و نحوه ارتباط با همسر است. زوج هایی که در برنامه های آموزشی قبل از ازدواج شرکت می کنند، نگرشی مثبت نسبت به آموزش قبل از ازدواج دارند و آن را ارزشمند می دانند (خمسه،1382).

امروزه، آموزش قبل از ازدواج برای زوج های جوان یک ضرورت مسلم تلقی می شود. این آموزش ها می تواند در طیف وسیعی از دانش نسبت به اهداف ازدواج ، شناخت روان شناسی زن و مرد ، آگاهی از ملاک های صحیح ازدواج و برخورداری از شرایط لازم برای شروع ازدواج تا آموزش های جنسی صورت گیرد (نوابی نژاد،1380).

افراد مختلف نسبت به ازدواج دیدگاه های مختلفی دارند و انتظارات افراد نسبت به پدیده ازدواج و زندگی زناشویی نقش کلیدی بر عهده دارد. چون انتظارات زناشویی، چارچوب های از پیش تعیین شده و بایدها و نبایدهایی است که زوجین در مورد همسر و زندگی زناشویی دارند که این انتظارات ممکن است مبتنی بر واقعیت باشد و یا نباشد (خمسه،1382).

این انتظارات افراد از عوامل مختلفی همچون روند اجتماعی شدن، فرهنگ، ارزش ها، اعتقادات وخانواده زوجین تأثیر می پذیرد. امام رضا(ع) فرموده اند: «كسی كه دختر خویش را شوهر می دهد، در واقع او را از حوزه اختیار خویش بیرون می آورد و در اختیار دیگری قرار می دهد«. بنابراین، خانواده ها باید سعی کنند که دختر و پسر قبل از ازدواج از روحیات، عادات، اخلاق، سلامت فیزیكی و روانی یكدیگر در حد ضرورت باخبر شده و از دیدگاه ها و انتظارات همدیگر نسبت به زندگی زناشویی مطلع شوند.

با آموزش مهارت های رفتاری و به کارگیری مهارت های کارآمد می توان انتظارات منطقی و واقع بینانه ای در زوج ها به وجود آورد. در این زمینه شارپ و گاننگ (2004) آموزش های قبل از ازدواج را از راه های پایین آوردن انتظارات غیرواقع بینانه قلمداد می کنند.

یکی از راه های آگاهی افراد در آستانه ازدواج، آموزش مهارت های لازم برای ارتقاء روابط بین فردی به زوجین می باشد و آموزش پیش از ازدواج نقش مهمی در این زمینه دارد. استنلی (2006) در پژوهشی که بر روی گروهی از زوج های در آستانه ازدواج انجام داد، نشان می دهد که شرکت در آموزش قبل از ازدواج با سطح بالاتری از رضایت و تعهد در دوران ازدواج و سطوح پایین تری از تعارض بین زوجین و کاهش طلاق مرتبط است.