جایگاه و منزلت خانواده
خانواده رکن اساسی جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است. شکل گیری این نهاد مقدس ناشی از پیوند زناشویی بین زن و مرد است. رضایت فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی زن و مرد خواهد بود. هنگامی که فرد از این رابطه از سطح خشنودی مناسبی برخوردار باشد، زمینه ی رشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را فراهم خواهد کرد (عدالتی و ردوزان، 2010).
خانواده را از چهار منظر می توان مورد بررسی قرار داد.
الف)«خانواده، ساختاری در برابر جامعه»: برخی از جامعه شناسان نظیر هایدی روزن باوم خانواده را واحد بنیادین جامعه تلقی می کنند.
ب) «خانواده، عامل انتقال فرهنگی»: در این رویکرد، خانواده به لحاظ ایجاد پیوندهایی میان نسل های مختلف، قادر خواهد بود، میراث فرهنگی خود را به نسل های بعدی منتقل کند.
ج) «خانواده، عامل توسعه فرهنگی»: هر فرهنگی برای تداوم حیاط خود، نیازمند نوعی توسعه و گسترش از طریق پیام ها، عناصر و مؤلفه های متنوع خویش است که خانواده بستر مساعدی برای چنین هدفی است.
د) «خانواده، عامل تکوین هویت»: تقریبا همزمان با دوره نوجوانی، پدیده «هویت یابی» نمایان می شود و تا دوره جوانی، امتداد می یابد. به اعتقاد برخی اندیشمندان، تشکیل خانواده، به منزله تکوین بخشی از هویت فردد می باشد که با عنوان «هویت خانوادگی»، آن را از سایر ابعاد هویت متمایز می کنند.
کارکرد مطلوب خانواده
چنانچه روابط زناشویی رابطهای سست باشد پایههای لازم برای موفقیتآمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده لرزان و یا حداقل ضعیف خواهد بود برای زوجی که خودشان باهم سازگار نیستند مشکل است که والدین خوبی باشند. سؤال اساسی این است که آیا شرکای ازدواج از روابط میان خود احساس رضایت میکنند؟ درواقع آنها باید یکدیگر را سیراب، تصدیق و حمایت نمایند. رابطه زناشویی باید بر اساس اطمینان و احترام متقابل باشد که در این امر عوامل عاشقانه و صمیمت نیز دخالت دارند. علاوه بر این هر یک از زوجین نیازمند همسر باکفایت و آگاهی هستند که بتواند بهموقع به حل تعارضات موجود بپردازد ( بارکر ، به نقل از دهقانی، ۱۳۷۵).
نظام تربیتی دربرگیرنده تمام شیوههایی است که والدین با کمک یکدیگر و برای تربیت و نگهداری بچهها در پیش میگیرند بنابراین میبایست نسبت به اصول مورد استناد خود متفق باشند و جهت توجه شان نیز معطوف به احتیاجات بچهها و تأمین رشد و سلامتی آنها باشد درمجموع تعاملات یا شبکه روابط بین والدین و کودک و نیز روابط بین خود کودکان بهطور گستردهای چگونگی جریان رشد کودک را تأمین میکند (کجباف، آقایی وکاویانی، ۱۳۸۳).
بهطورکلی کارکرد مطلوب خانواده مفهوم مفیدی است که نهتنها در مورد مشکلات احتمالی به وجود آمده در خانواده بلکه در تعیین اینکه آیا نیازهای زوجین و فرزندان آنها، آنچنانکه میبایست برطرف میشوند یا نه نیز مدنظر قرار میگیرد هر خانواده باید هم نیازهای عاطفی و هم روانشناختی اعضای خود را برآورده سازد و کودکان را برای زندگی مستقل در دنیایی که بعدها در آن قرار خواهند گرفت آماده سازد و در موقع مناسب آنها را روانه جامعه کند (بارکر، به نقل از دهقانی، ۱۳۷۵).
معنی و مفهوم خانواده متعادل
شرفی (۱۳۷۴)، در مورد معنی و مفهوم خانواده متعادل عنوان میکند :
بدن شک همه افراد در پی دست یافتن به الگوی خانواده متعادل هستند با این انگیزه به ازدواج روی میآورند لیکن ابتدا باید معلوم نمود که خانواده متعادل چیست و شیوه تحقق آن کدام است تا بر اساس آن ضابطه بتوان داوری نمود و اختلافها را از بین برد . برای پی بردن به مفهوم خانواده متعادل ابتدا واژه اعتدال را موردبررسی قرار میدهیم پدیده یا کسی رازمانی دارای اعتدال و توازن میدانیم که حداقل برخی از ویژگیهای زیر را دارا باشند.
نقطه (مرکز) ثقل آن مشخص و معلوم است.
تساوی کششها و جاذبهها در پدیده متوازن محرز است.
شیء متعادل پس از مختصر حرکت و یا ضربه وارده واژگون نمیشود و مجدداً به تعادل پایدار خود برمیگردد.
توازن و تعادل زیبایی میآفریند شیء متعادل موزون و جذاب است.
برخی از خصوصیات بارز افراد متعادل، نرمال و بهنجار عبارتاند از :
فرد متعادل از تواناییهای خودآگاهی دارد.
میان خواستهها و داشتههای فرد متعادل نوعی تناسب و تلازم واقعی برقرار است به این مفهوم که شعاع خواستهها و انتظارات فرد از خویش بر اساس تواناییهایش حد میخورد و تنظیم میشود.
فرد متعادل روابط خود را با دیگران بر اساس توازن در تعادل برقرار مینماید و از افراط و تفریط در مناسباتش به دور است.
نوعی هماهنگی و همخوانی در کلیه رفتارها و عناصر شخصیتی فرد متعادل مشاهده میشود یعنی نهتنها رابطه منطقی میان گفتار و کردار وی وجود دارد بلکه اجزای گفتاری وی از یک نوع وحدت و هماهنگی آکنده است و در عملکردهایش نیز تضاد وجود ندارد.
تصویر واقعبینانه از خانواده متعادل نوعی بصیرت و اعتمادبهنفس در انسان میآفریند منظور از خانواده متعادل، سارقان فاقد عیب و نقص نمیباشد بلکه این مفهوم به شبکهای از روابط متقابل اطلاق میشود که اعضای آن درگیر با مشکلات و موانع احتمالی بوده و ضعفهای کموبیش قابلاعتنایی نیز دارند لیکن در مقابله با موارد مذکور شیوه منطقی اتخاذ میکنند و برای مسائل اهمیتی درخور آن قائل میشوند و در برابر موقعیتهای دشوار ناگریز از انتخاب باشند تصمیم بهموقع و مقتضی را اتخاذ میکنند.
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .