شايد يكي از مهم ترين موضوعاتي كه درمانگر بايد در آن مهارت ويژه داشته باشد و از عناصر تشكيل دهنده اين موضوع علمي به طور مطلق آگاه باشد و در زمينه ي درمان از آن استفاده هاي شايان ببرد ، علوم وابسته به ارتباطات است . ارتباط يك كلمه است ، ولي تحقيقات و مكاتب مختلف از گذشته هاي دور و اكنون در زمينه ي فاميل درماني و زوج درماني نقش بسيار مهم آن را در نظر داشته است.

اولين نوع ارتباط، ارتباط فرد با فرد است . وقتي نوزاد در شكم مادر شكل ميگيرد، ارتباط اوليه را با فضاي فيزيكي مادر برقرار مي كند و بعد به دنيا مي آيد. نوزاد تجربيات اوليه را در مواجهه با مادرش كسب مي كند و به دنبال ر ابطه با محيط و اطراف خود ش، به دنياي ديگري دسترسي پيدا مي كند او در اين شرايط، مي تواند اطلاعات وابس ته به محيط را كسب كند و آرام آرام در اين راستا قد م به جلو مي گذارد و تجربه كسب مي كند . محيط نوزاد شامل انسان ها، حيوانات، اشياء و مواد است كه انسان هميشه در ارتباط با آنهاست.

انسان اول كه به دنيا مي آيد و نوع رابطه اي كه با پدر و مادر برقرار مي كند، باعث ايجاد تجربه اي دروني مي شود كه بر اساس دانش و مكاتب روان شناسي، نوع رابطه او با دنياي كشف شده درك مي شود و شكل مي گيرد. در مرحله بعد، انسان براي اولين بار راه مي رود و با اطرافيان رابطه برقرار مي كند و اين تجربيات را دوباره دروني مي كند.

نوع و كيفيت عا طفه اي كه از اطرافيان تا قبل از 7 سالگي كسب مي كند ، باز دروني مي شود و بعد در اولين تجربه اجتماعي يعني با ر فتن به مدرسه ، با دوستان و غريبه ها ارتباط برقرار مي كند و اين ارتباط تا دانشگاه و محل كار و ... ادامه دارد و كيفيت ها و پديده هاي مختلفي را به وجود مي آورد و در هر مرحله، نيازمند نوعي تعريف خاص است.

در ابتدايي ترين تعريف از ارتباط مي توان گفت : « ارتباط عبارت است از فرايند انتقال پيام از سوي فرستنده به گيرنده مشروط بر اينكه در گيرنده مشابهت معنا به وجود آيد ».

البته در ا ينجا مهم معناست؛ معنايي كه در ر وان درماني هاي مختلف اهميت ويژه خود را دارد. گذشته از اين، ارتباط داراي اجزائي است:

  1. اطلاعات
  2. مفاهيم كه مي توانند در قالب كلام منتقل شوند.

ما در سيستم ارتباط ، گاهي در درمان به "فرايند" توجه مي كنيم و گاهي "معنا و محتوا" را مد نظر قرار مي دهيم. البته توجه درمانگران به فرايند بيشتر است چون اشكال در پديده فرايند، پايه هاي شكل گيري تضاد را به وجود مي آورد. وقتي قطار مي خواهد از يك مسير به مسير ديگر برود ، نيازمند ريل است . ريل همان فرايند ارتباط است و تأكيد هم روي فرايند ارتباط است . سلام دادن يك پيام است ولي چگو نه سلام دادن به عنوان فرايند ارتباط در نظر گرفته مي شود.

در فرايند ارتباط، دو مطلب مهم است:

  1. انتقال كلامي
  2. فرايند انتقال غير كلامي

فرايند انتقال كلامي هم به دو نوع تقسيم م يشود:

  1. سمبل هاي بياني و كلامي
  2. سمبل هاي نوشتاري

 

فرايندهاي انتقال غير كلامي هم عبارتند از:

  1. فرا كلام
  2. حركت
  3. فاصله
  4. وضع ظاهري

 

در فرايند فرا كلام، بيشتر به نوع و كيفيت و آهنگ كلام توجه داريم كه محتواي كلام را مي تواند عوض كند . در حركت ، توجه درمانگر به حركت صورت و اعضاي آن و ساير اعضاي بدن است و هر نوع حركتي كه در حين درمان، درمانگر شاهد آن است ، مثالي از اين نوع است. وقتي دو نفر فاصله مشخصي از هم مي گيرند، رفتار آن فردي كه فاصله 20 سانتي متري را انتخاب مي كند و رفتار فردي كه فاصله 10 متر را انتخاب مي كند، از نظر درمانگر معناهاي خاصي دارد. بنابراين، فاصله، حركت ها و تُن صدا براي درمانگر مهم است.

همچنين درمانگر به جزئيات وضع ظاهر زوج توجه مي كند؛ مثلا لباس سياه پوشيدن، ژوليدگي در لباس، ريش داشتن، استفاده از عينك ، لباس هاي پاره، لباس هاي ژوليده، رنگ هاي خاص، لباس هاي اتو كشيده و... براي درمانگر معناهاي خاصي دارند و در سيستم ارتباطي و كيفيت فرستنده و گيرنده مهم هستند.

در ضمن يكي از عناصر حركت « ژست » است و ديگري تظاهرات چهره و همچنين تماس چشمي است. و بالاخره مسأله فاصله است نيز مهم است كه بايد درمانگر در جلسات درماني به آن توجه كند.