الگوی برنامه ریزی تغییر رفتار فرانظريه ای
در الگوی فرانظريه ای (Transtheoretical Model) ، فرآيندها و اصولي که در نظريه هاي بزرگ روان شناختی ارائه شده اند با هم ترکيب شده و الگوي جديدي به دست آمده است. دليل نامگذاری آن به “فرانظريه اي” نيز همين امر است. براساس اين الگو که از گروه الگوهای مرحله ای (Stage of Change Models) به شمار می رود، تغيير رفتار يک فرايند مرحله ای است و قرد با گذر از مراحل متوالی در طول زمان تغيير رفتار می دهد.
اين ويژگی، برخلاف الگوهای تغيير رفتار پيوسته (Continum Change Models) است که در آنها تغيير رفتار را پديده ای پيوسته و غيرمرحله ای توصيف می کنند. براساس اين الگو، بخش اعظم جمعيت در معرض خطر، آماده تغيير نيستند و در نتيجه به برنامه هاي سنتي تغيير رفتار پاسخ نمي دهند. براي پيشرفت در طول مراحل تغيير رفتار، بايد اصول مشخصی مورد استفاده قرار گيرد.
سازه های الگوی فرانظريه ای عبارتند از:
- مراحل تغيير رفتار (Change Stages)
- موازنه تصميم گيري(Decision Balance)
- خود کارآمدي (Self-Efficacy)
- فرآيندهاي تغيير (Processes of Change)
مراحل تغيير رفتار (Change Stages)
- مرحله پيش انديشه (Precontemplation) : وقتی فرد فرد هيچ قصدي براي تغيير رفتار خود در طي شش ماه آينده نداشته باشد، او در اين مرحله است.
- انديشه (Contemplation) : فردی که قصد دارد که در طي شش ماه آينده، رفتار خود را تغيير دهد و يا برای مدت 24 ساعت رفتار مورد نظر را در پيش گرفته است، در اين مرحله قرار دارد.
- آمادگي (Preparation) : فردی که در اين مرحله است قصد دارد در طي يک ماه آينده رفتار خود را تغيير دهد و در جهت تغيير رفتار گام هايي نيز برداشته است.
- عمل (Action) : فردی که رفتار خود را آشکار به صورت تغيير داده است ولی کمتر از شش ماه از اين تغيير گذشته است، در مرحله عمل است.
- نگهداري (Maintenance) : وقتی بيش از شش ماه از تغيير رفتار آشکار فرد گذشته باشد، او در اين مرحله قرار دارد.
پرسش از گروه مخاطب می تواند مشخص کند که او در کدام مرحله تغيير رفتاری قرار دارد. شناسايي مرحله تغيير در طراحی مداخله مناسب و به کار گيری فرايند تغيير نقش اساسی دارد.
بعد از مرحله نگهدارنده دو اتفاق محتمل است. يا فرد وارد مرحله پايان (Termination) می شود که در آن شخص اطمينان صددرصد به خود دارد و وسوسه ای برای بازگشت ندارد، و يا به دليل تفوق وسوسه بر خودکارآمدی، عود (Relapse) رخ می دهد. عود در مراحل نگهدارنده يا عمل ممکن است فرد را به هر يک از مراحل آمادگی، انديشه يا پيش انديشه بازگرداند تا برای تغيير مجدد از همان مرحله شروع کند.
قصد رفتار (Behavior Intention) با عبور فرد از مرحله پيش انديشه به سمت انديشه و آمادگی حاصل می شود و رفتار (Behavior)از مرحله عمل به بعد وجود خواهد داشت.
موازنه تصميم گيری (Decision Balance)
تصميم برای تغيير يک رفتار را می توان نتيجه غلبه منافع حاصل از رفتار جديد (Pros) بر نگرانی های حاصل از تغيير (Cons) است. در فردی که تغيير رفتار نمی دهد و در مرحله قبل از تغيير می ماند، نگرانی های تغيير بيشتر از فوايد حاصل از آن است يا فوايد تغيير نکردن در نظر او بيشتر از نگرانی های آن خواهد بود.
اندازه گيری اين سازه با تحليل پاسخ های گروه هدف به پرسش های مرتبط با رفتار مورد نظر که در دو بخش نگرانی ها و منافع طرح شده اند، انجام خواهد شد. اهميت هر آيتم با مقياس پنج قسمتی (اصلا مهم نيست، خيلی مهم نيست، تاحدودی مهم است، خيلی مهم است، بسيار مهم است) سنجيده می شود.
خودکارآمدی (Self- Efficacy)
مفهوم خودکارآمدی توسط باندورا مطرح شد که به معنای اطمينان فرد به خود برای انجام موفقيت آميز يک رفتار خاص است. خودکارآمدی با مشخص کردن اطمينان افراد برای اجتناب از رفتار يا موقعيت های مخاطره آميز بدون بازگشت به مرحله غيرسالم يا رفتار مخاطره آميز، مشخص می شود.
در الگوی فرانظريه ای، در هر مرحله تغيير بين ميزان خودکارآمدی و وسوسه (Temptation)ارتباط مشخصی وجود دارد به طوری که در مرحله پيش انديشه، وسوسه در بالاترين سطح خود و خودکارآمدی در سطح پايينی است. به تدريج و با حرکت فرد در طول مراحل، بر ميزان خودکارآمدی افزوده و از ميزان وسوسه کاسته می شود. به اين ترتيب، در مرحله نگهدارنده ميزان خودکارآمدی بالا و ميزان وسوسه پايين خواهد بود.
فرايندهاي تغيير (Processes of Change)
فعاليت های آشکار و نهانی که افراد انجام می دهند تا در طی مراحل تغيير پيش بروند، فرايندهای تغيير نام دارند. اين فرايندها راهنماهای سودمندی برای طراحی مداخلات رفتاری در مخاطبان به شمار می روند.
مهمترين فرايندهای تغيير عبارتند از:
1- افزايش هوشياری (Consciousness Raising): يافتن و يادگيری حقايق، عقايد و نکات جديدي که از تغيير رفتار در فرد حمايت می کنند. افزايش آگاهی درباره علل، عواقب و راه چاره های يک مشکل رفتاری خاص از طريق بسيج های رسانه ای (Media Campaign) ، بازخورد دادن برای وقايع، ارائه تفسير برای رخدادها، مواجهه و يا کتاب درمانی (Bibliotherapy) ، ايجاد شود.
2- تسکين اغراق آميز (Dramatic Relief): در ابتدا با افزايش احساسات منفي (مانند ترس، اضطراب، نگراني) مرتبط با انجام رفتار غيرسالم همراه است ولی به دنبال آن، و در صورتی که اقدام مناسب انجام شود، کاهش اين احساسات يا تسکين رخ می دهد. از بين تکنيک هايي که می تواند به طور احساسی افراد را به حرکت در طی مراحل تغيير وادار کرد می توان به ايفای نقش (Role Playing)، اندهگين کردن (Grieving)، شهادت فردی (Personal Testimony) و بسيج های رسانه ای اشاره کرد.
3- ارزيابی مجدد خود (Self Reevaluation): ارزيابی شناختی و عاطفی فرد از خود که در نتيجه انجام رفتار غيرسالم يا و اجتناب از آن ايجاد می شود. شفاف سازی ارزش ها (Values Clarification)، توجه به الگوهای سالم و تصويرسازی (Imagery)، از تکنيک هايي است که در اين فرايند کاربرد دارد.
4- ارزيابی مجدد محيط (Environmental Reevaluation): ارزيابی شناختی و عاطفی فرد از تاثيرات منفي رفتار غيرسالم يا اثرات مثبت رفتار سالم بر محيط اجتماعی و فيزيکی پيرامون يک فرد، مشخصه اين فرايند است. با کمک مهارت آموزی برای همدلی کردن (Empathy)، مستندسازی (Documentary)، شهادت دادن ها و مداخلات خانوادگی (Family Interventions) می توان اين فرايند را ايجاد کرد.
5- آزادسازی خود (Self Liberation): باور فرد به اين که می تواند تغيير کند و تعهد به خود برای تغيير رفتار. راه حل های سال نو (New Year’s Resolution)، شهادت در جمع (Public Testimony) و انتخاب های جمعی به جای انتخاب های انفرادی، از جمله تکنيک های تقويت اين فرايند است.
6- روابط کمک کننده (Helping Relationships): جستجو و دريافت حمايت هاي اجتماعي براي تغيير رفتار در فرد که می تواند شامل مراقبت، اعتماد، آزادی و پذيرش باشد. ايجاد ارتباط نزديک، ائتلاف های درمانی (Therapeutic Alliances) ، تلفن های مشاور، و نظام های رفاقتی(Buddy Systems) می توانند منبع اين حمايت ها باشند.
7- شرطی شدن متقابل (Counter Conditioning): جايگزين کردن شناخت ها و رفتارهای جايگزين سالم برای رفتارهای غيرسالم. آرام سازی (Relaxation)، تفکر مثبت، حساسيت زدايي، جايگزين های نيکوتين، بيان جملات مثبت از جمله تکنيک های مرتبط با اين فرايند است.
8- مديريت تقويت (Reinforcement Management): ايجاد پيامدهايي برای حرکت در مسير تغيير که می تواند پاداش برای تغيير رفتار مثبت يا جريمه براي رفتارهای غير سالم باشد. به نظر می رسد اثر پاداش بيشتر از جريمه باشد. تعهد برای انجام، تقويت کننده های آشکار و پنهان، و انگيزه بخش ها (Incentives)، را می توان روش هايي برای افزايش احتمال انجام رفتار مثبت به حساب آورد.
9- کنترل محرک ها (Stimulus Control): حذف يادآورها يا راهنماهاي انجام رفتار غيرسالم و افزودن راهنماها يا يادآورهاي انجام رفتار سلامت، مشخصه اين فرايند است. اجتناب (Avoidance)، بازسازی محيط (Environment Reengineering)، و تشکيل گروه های خوديار (Self-help Groups)، می توانند از روش های پيشبرد فرد در مسير تغيير رفتار به شمار رود.
10- آزادسازی اجتماعی (Social Liberation): اين فرايند نياز به افزايش فرصت ها يا جايگزين های اجتماعی برای رفتار غيرسالم دارد تا جامعه به اين درک برسد که هنجارهاي اجتماعي در جهت حمايت از اين تغيير رفتار تغيير کرده است. جلب حمايت همه جانبه (Advocacy)، روش های توانمندسازی (Empowerment)، سياستگزاری مناسب برای افزايش فرصت های ارتقای سلامت، به ويژه برای افرادی که محروم هستند يا تحت ظلم قرار می گيرند. از نمونه های آشنای اين روش ها می توان به ايجاد محل های سيگار آزاد (Smoke Free Zones) ، ارائه سالاد در ناهارخوری های مدارس، و دسترسی آسان به کاندوم، اشاره کرد.
نکته مهم ديگر در استفاده از الگوی فرانظريه ای، تعيين فرايند مناسب برای هر مرحله از تغيير است. به عبارت ديگر، عبور از هر مرحله به مرحله بعد که پيشرفت به سوی تغيير رفتار مورد نظر است، نيازمند استفاده از تکنيک های مناسب هر فرايند خواهد بود. راهنمای زير می تواند برای اين مساله کاربرد داشته باشد:
1- از مرحله پيش انديشه به انديشه: فرايندهای افزايش آگاهی، تسکين اغراق آميز، ارزيابی مجدد محيط
2- از مرحله انديشه به آمادگی: ارزيابی مجدد خود
3- از مرحله آمادگی به عمل: آزادسازی خود
4- از مرحله عمل به نگهدارنده: شرطی سازی متقابل، روابط کمک کننده، مديريت تقويت، کنترل محرک
توجه: آزادسازی خود به علت ارتباط هسته ای که با تمام مراحل دارد، در اين دسته بندی ذکر نشده است.
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .