مرور ادبیات اخیر ، کاربرد و اثر بخشی رویکردهایی مثل روان تحلیل گری و درمان شناختی رفتاری کودک و همچنین دامنه وسیعی از درمان هایی مثل هنر و موسیقی را نشان می دهد . در بین درمانهای موجود ، اغلب تالیفات روی بازی درمانی و کاربرد قصه ها در درمان کودکان تمرکز دارند (اسکورزلی ، گلد ، 1999).

مرور ادبیات پژوهشی نشان می دهد که درمانگران کودک ، قصه و قصه گویی را چه در زمینه بازی درمانی و چه به طور مستقل ، هم برای درمان (کودکان دچار سو استفاده جنسی ، دارای اختلال های یادگیری ، مبتلا به ناتوانی های هیجانی و . . . )و هم آموزش مهارت های خاص (مهارت حل مسئله، مهارتهای خود تنظیمی ، شناخت احساسات ، کنترل پرخاشگری و . . . ) به کار گرفته اند .

بازی از ارزش درمانی زیادی برخوردار است . امروزه بازی درمانی جایگاه خود را در تشخیص مسایل و مشکلات روانی کودکان و درمان آن ها پیدا کرده است . متخصصان بازی درمانی به کمک این فن و تدارک اسباب بازی های ضروری و تشکیل جلسات بازی برای کودکان ، رفتارهای آنان را زیرنظر می گیرند و ضمن بررسی به ریشه های مشکلات کودکان به درمان آن ها می پردازند .

باتمام فوایدی که در بازی موجود است، نباید در بازی آن حد پیش رفت که بازی به صورت تمام زندگی کودک درآید و سایر فعالیتهای او را تحت الشعاع خود قرار دهد. باید بازی کودک به نحوی ترتیب یابد که او را از فشارهای هیجانی و روحی که خارج از توان اوست برکنار دارد.

کلیات بازی درمانی

بازی درمانی (Play Therapy) نوعی از درمان است که عمدتا برای کودکان استفاده می شود.به این دلیل که کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را پردازش کنند یا مشکلاتشان را برای والدین یا بزرگسالان دیگر بیان کنند.

بازی درمانی کاربرد موقعیت‌های بازی در یک زمینه درمانی است. بازی درمانی شرایطی را فراهم می کند تا کودکان بتوانند با استفاده از روش های سالم احساسات و هیجانات خود را کشف کنند و آنها را بروز دهند. این کار می‌تواند به صورت فردی و گروهی انجام شود. در بازی درمانی، مشاور به عنوان درمانگر است اما این کار توسط والدین نیز می‌تواند صورت گیرد که تأثیر آن کمتر خواهد بود.

بازی درمانی نوعی روش درمانی است که از بازی برای کشف و مقابله با مسائل روانشناختی استفاده می کند. این درمان می تواند به تنهایی ، خصوصاً در کودکان ، یا همراه با سایر روشهای درمانی و دارویی مورد استفاده قرار گیرد.

بازی درمانی کودکان اوتیسم گرچه به ظاهر شبیه بازی معمولی است اما می تواند بسیار اثربخش باشد.

یک درمانگر آموزش دیده می تواند از زمان بازی برای مشاهده و فهم جنبه هایی از مشکلات کودک استفاده کند. سپس می تواند به کودک در کشف احساسات و مقابله با آسیب های حل نشده اش کمک کند. از طریق بازی ، کودکان می توانند راه حل های های جدید کنار آمدن با مشکلات و جایگزین کردن رفتارهای نامناسب را بیاموزند.

بازی درمانی توسط متخصصان مختلف بهداشت روان مانند روانشناسان و روانپزشکان،رفتاردرمانگرها، کاردرمانگر ها ، فیزیوتراپیست ها و مددکاران اجتماعی انجام می شود.

بر اساس موسسه بین المللی بازی درمانی، تا 71 درصد از كودكانی كه به بازی درمانی روی می آورند ، ممكن است تغییرات مثبتی را تجربه کنند.

برخی از کودکان ممکن است با کمی تردید کار خود را شروع کنند ، اما به مرور اعتماد به درمان بیشتر می شود. با افزایش حس راحتی و قوی تر شدن ارتباط ، کودک در بازی خود خلاق تر یا کلامی تر می شود.

اولین وظیفه کودکان و از ضروریات زندگی آن‌ها بازی کردن است، آموزش مستقیم (آموزش‌هایی مانند خواندن و نوشتن، ریاضیات و علوم کلاسی) برای کودکان زیر ۷ سال بسیار مخرب و ویران گر است، بهترین روش آموزش به کودکان در سنین پائین از طریق بازی درمانی صورت میگیرد. بازی از ضروریات زندگی کودکان است، آن‌ها از طریق بازی افکارشان را بازگو می‌کنند. توانایی حل مسئله در کودکان از طریق تمرکز در بازی گسترش می یابد و به همین دلیل اعتماد به نفس و روحیه استقلال طلبی خودشان را تقویت می‌کنند.

جمله معروف مشکلات کودکان با بزرگ شدنشان بزرگتر می‌شود جمله ای کلیشه ای و اشتباه است. کودکان با هر روز بزرگ شدن بایستی توانایی‌های خویش در حل مسئله را بهبود ببخشند یکی از این راه‌ها بازی درمانی است. برخی بازی‌ها احساسات، برخی دیگر قدرت حل مسئله، برخی دیگر عضلات کوچک و برخی دیگر عضلات بزرگتر کودکان را در گیر می‌کند در این درگیری انرژی کودک تخلیه شده و احتمال اضطراب، پر تحرکی، افسردگی و سرخوردگی ناشی از این انرژی مازاد کاهش می یابد. تصویر کنید کودکی که نتواند ساده‌ترین مسائل زندگی خود مثل نظافت اتاق را انجام ندهد، این عدم توانایی در انجام فعالیت مربوطه وقتی با تذکرات خانواده نیز همراه باشد به او استرس زیادی تزریق می‌کند. در واقع سلامت جسمی کودکان بیشتر در گرو تغذیه و سلامتی روحی آن‌ها بیشتر در گرو حل مسئله، پایش و پویش در حوزه‌های مختلف است.

به عنوان مثال: کودکی که در جستجوی قدرت است، معمولاً در بازی نقش رهبر، رئیس، فرمانده یا حتی نقش مدیر مدرسه را بازی می‌کند یا یک کودک پرخاشگر ممکن است در بازی، عروسک‌هایش را بزند یا اسباب بازی‌هایش را بشکند که ازطریق بازی درمانی می توان به بهبود آن کمک کرد.[۲] پرخاشگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم در بازی کودک نمایان می‌شود. کودک پرخاشگر ممکن است به وسیله چاقو یا قیچی بر میز و اسباب بازی‌ها حمله کرده و محیط را به یک میدان جنگ تبدیل کند. در واقع کودک دنیای خود را با اسباب بازی‌هایی که در دسترس دارد، فرافکنی می‌کند.

در این نوع درمان، به کودک فرصت داده می‌شود تا احساسات آزاردهنده و مشکلات درون خود را از طریق بازی بروز داده و آن‌ها را به نمایش بگذارد. در کودکان بی قرار حواس پرت که کنترل کمی روی حرکات بدنی خود دارند و به راحتی هم متوقف نمی‌شوند، بازی کمک می‌کند تا تنش آن‌ها آرام شود یا کودکانی که مورد ضرب و شتم و آزار جنسی قرار گرفته اند، می‌توانند از طریق بازی درمانی تا حد زیادی به آرامش و بهبود برسند. درمانگر از طریق بازی درمانی یک موقعیت بازی را به صورت کلی ایجاد می‌کند که کودک بتواند ترس و تنش خود را بیرون بریزد، در حقیقت در بازی درمانی کودک «خود درونی اش» را نشان می‌دهد. شدت احساساتی که برخی کودکان در طول بازی درمانی از خود نشان می‌دهند گاهی بسیار تعجب آور است، احساساتی چون تنفر، ترس، تنهایی، ناامنی، احساس شکست، بی کفایتی و احساس ناخواسته بودن از این گونه احساسات است و غالبا شروع این احساسات باعث محرومیت و انحراف شخصیت کودک می‌شود. در بازی درمانی پس از آن که کودک بازی با وسایل را شروع کرد، درمانگر با دقت اعمال و گفتار او را تحت نظر می‌گیرد و با مشاهده رفتارش در ضمن بازی به نگرانی‌های او پی می‌برد و پس از تفسیر و نتیجه‌گیری از عملکردهای کودک، راه حل‌هایی مناسب برای مشکلات او ارائه می‌کند.

در بازی درمانی پس از آن که کودک بازی با وسایل را شروع کرد، درمانگر با دقت اعمال و گفتار او را تحت نظر می‌گیرد و با مشاهده رفتارش در ضمن بازی به نگرانی های او پی می‌برد و پس از تفسیر و نتیجه گیری از عملکردهای کودک، راه حل‌هایی مناسب برای مشکلات او ارائه می‌کند.

بعضی از مزایای بازی درمانی عبارتند از:

  • قبول مسئولیت بیشتر درمورد برخی رفتارها
  • توسعه استراتژی های مقابله ای و مهارت های خلاقانه حل مسئله
  • احترام به خود
  • همدلی و احترام به دیگران
  • کاهش اضطراب
  • یادگیری تجربه و بیان کامل احساسات
  • مهارتهای اجتماعی قوی تر
  • روابط خانوادگی قویتر
  • بازی درمانی همچنین می تواند استفاده از زبان را تشویق کند یا مهارت های حرکتیدرشت و ظریف را بهبود بخشد.

اگر کودک شما دارای بیماری روحی یا جسمی است، بازی درمانی جایگزین داروها یا سایر روش های درمانی لازم نمی شود. از بازی درمانی می توان به تنهایی یا در کنار سایر روش های درمانی استفاده کرد.

تعاریف بازی درمانی

فیشر، اظهار می‌دارد بازی درمانی عبارت است از مجموعه فعالیت‌ها و حالاتی که کودک در جریان آن‌ها می‌تواند به آسانی افکار و احساسات خود را به نحو دلخواه بیان نماید و در نتیجه به بینش عاطفی دست یافته و احساس ایمنی و ارزش و کفایت کند . بازی درمانی روشی است که به یاری کودکان پر مشکل می‌شتابد تا هنگامی که بتوانند مسائل خود را به دست خویش حل کنند و درعین‌حال نشان دهنده این واقعیت است که بازی برای کودک همانند یک وسیله طبیعی است با این هدف که او بتواند خویشتن و همچنین ویژگی‌های درون خود را بشناسد و به آن عمل کند در این درمان به کودک فرصت داده می‌شود تا احساسات آزار دهنده و مشکلات درونی خود را از طریق بازی بروز دهد و آن‌ها را به نمایش بگذارد همانند آن گونه از درمان‌هایی که افراد بزرگسال از طریق آن با سخن گفتن مشکلات خود را بیان می‌کنند بازی درمانی از نقطه نظر روش شناختی موضوع بر دو گونه است. روش مستقیم و روش غیر مستقیم.

در نوع اول با رهبری درمانگر مسئولیت راهنمایی و تفسیر چگونگی داده‌های درمان را بر عهده می‌گیرد و در نوع دوم بدون رهبری درمانگر می‌تواند این موضوع را به خود کودکان واگذار کند . نوعی از بازی که در آن به کودک تعدادی اسباب بازی انتخاب شده داده می‌شود و درمانگر خود در جهت تشویق کودک برای به نمایش درآمدن صحنه‌های آسیب زای مشخص وارد بازی می‌گردد بازی درمانی فعال می‌گویند. افرادی مثل لویی، سولومون و کن، فرم هایی از این نوع بازی درمانی را توسعه داده‌اند. بازی درمانی فعال از این جهت که کودک تنها مجاز به داشتن تعداد محدودی از اسباب بازی‌ها است ادامه دهنده طرح آنا فروید ،در بازی درمانی می‌باشد. کن، و لویی، می‌گویند: نیازی به برقراری احساس همدلی میان کودک و درمانگر وجود ندارد که از این نظر شبیه به تکنیک بازی درمانی ملانی کلین، است. در بازی درمانی فعال سولومون و لویی تأثیر آنا فروید مشاهده می‌شود. این درمانگران تاکید می‌کنند که رابطه هیجانی بین کودک و درمانگر باید مورد توجه قرار گیرد چنان رابطه‌ای به عنوان شاخص برای تشخیص ارتباط کودک با اطمینان تلقی می‌گردد. دیوید لوی، به منظور کمک به کودکانی که به علت تخلیه هیجانی و دستیابی به بینش مشکل داشتند .

درمان راه اندازی ساخت دار را به وجود آورد.لویی ، در طول سی سال فعالیت کلینیکی خود یک سری روش‌های بازی را که تصور می‌نمود در درمان کودکان موثر است ایجاد نمود. اساساً آنچه که او انجام داد طرح‌ریزی مجموعه‌ای از موقعیت‌های ویژه است که این موقعیت‌ها خود محرک کودک جهت بازی آزادانه می‌باشد. درمانگر بازی ساخت دار را آن زمان ارائه می‌دهد که رابطه درمانی به گونه‌ای پیشرفت نموده باشد که نه اضطرابی وجود دارد و نه تخلیه هیجانی سبب قطع درمان می‌گردد. بدین معنا که کودک می‌بایست به اندازه کافی احساس امنیت را در ارتباط با درمانگر رشد داده باشد تا بازی ساخت دار موجب تسریع اضطراب بیش از حد نگردد. بازی درمانی غیر فعال،همزمان با بازی درمانی فعال رشد یافت در درمان غیر فعال درمانگر بازی کودک را محدود نمی‌سازد . بلکه فقط در اتاق با کودک می‌نشیند. همان‌گونه که کودک از طرق مختلف به دنبال کاری است که اجازه انجام آن به او داده شده باشد درمانگر نیز به تدریج تلاش می‌نماید که خود را وارد بازی کودک کند.

البته در اینجا کودک همیشه اجازه دارد که بازی را رهبری نماید یعنی ورود درمانگر به بازی و دخالت وی مانع ابتکار عمل کودک در بازی نمی‌شود حتی اگر نهایتاً لازم باشد که درمانگر چند مورد تجزیه و تحلیل ساده از رفتار را بیان نماید. بطور کلی درمانگر غیر فعال معتقد است که مهم‌ترین عامل برای تغییر اختلال عاطفی کودک درک و قبول اعمال و رفتار و بیان احساسات کودک است. از نظر آنان تنها در این صورت است که کودک قادر خواهد بود احساس اضطراب، خصومت و ناامنی خود را با شتاب خاص خود از طریق بازی بیان نماید. از آن جا که درمانگر غیر فعال به کودک اجازه انتخاب را می‌دهد هیچ‌گونه محدودیتی در مورد چگونگی انتخاب اسباب بازی‌ها برای کودک وجود ندارد. کودک می‌تواند با هر نوع اسباب بازی که علاقمند باشد بازی کند و محدود به بازی با اسباب بازی‌های خاصی نیست این شیوه درمانی بازی غیر فعال شبیه به شیوه درمانی دیگری است که به ارتباط درمانی معروف است. ارتباط درمانی یا درمان ارتباطی بر اساس نظریات روان درمانی تورانک، روانشناس معروف آمریکایی پایه ریزی شده است این روش متفاوت از درمان روانکاوی است تاکید اصلی آن به نیروی درمانی رابطه هیجانی بین درمانگر و مراجع است.

انواع بازی درمانی

بازی درمانی به دو شکل اساسی وجود دارد: غیر مستقیم (یا کودک محور) و مستقیم .

1- بازی درمانی غیر مستقیم

در بازی درمانی کودک محور به کودکان اسباب بازی و وسایل خلاقانه داده می شود و به آنها اجازه داده می شود که چطور وقت خود را بگذرانند.

در مورد کارهایی که باید انجام دهند یا اینکه چگونه باید مشکلات خود را حل کنند هیچ راهنمایی یا دستورالعملی به آنها داده نمی شود.

روش غیر مستقیم نوعی درمان روان پویایی است. پیش فرض اصلی این است که وقتی کودکان اجازه چنین کاری را پیدا کنند ، راه حل هایی برای مشکلات خود پیدا می کنند.

کل جلسه معمولاً بدون ساختار است. درمانگر ممکن است کودک را بی سر و صدا مشاهده کند یا در مورد آنچه کودک انجام می دهد اظهارنظر کند. اگر کودک از درمانگرکمک بخواهد و به بازی دعوت شود ، ممکن است درمانگر درگیر بازی شود. اما در نهایت ، انتخاب اصلی به عهده کودک است.

2- بازی درمانی مستقیم

در برخی شرایط ، درمانگران ممکن است از استراتژی های مستقیم استفاده کنند. هر جلسه ممکن است دارای موضوع یا هدفی خاص باشد که باید به آن پرداخته شود.

ممکن است به کودک گفته شود ، “امروز ما قصد داریم با عروسک ها بازی کنیم. این عروسک شما خواهد بود “، یا ممکن است درمانگر یک بازی خاص را برای انجام آن انتخاب کند.

ممکن است درمانگر برای کارگردانی و هدایت داستان درگیر بازی شود. به عنوان مثال ، اگر كودكی از عروسك برای نشان دادن اذیت و آزار یک كودك استفاده می كند ، درمانگر ممكن است مداخله كند تا به عروسك در یافتن راه هایی برای ایستادن در برابر زورگو یا یافتن یک كمك کننده ، كمك كند.

علاوه بر رویکردهای اساسی ، انواع مختلفی از بازی درمانی نیز وجود دارد. در اینجا برخی از رایج ترین انواع وجود دارد:

1- فرزند درمانی : والدین وارد بازی می شوند و درمانگر به والدین می آموزد که چگونه از طریق بازی با کودک تعامل کنند. هدف از بین بردن شکاف ارتباطی بین کودک و والدین است.

2- سینی درمانی با شن و ماسه : کودک می تواند با استفاده از اسباب بازی های کوچک مانند افراد و حیوانات صحنه ای را در یک جعبه کوچک پر از شن و ماسه ایجاد کند.

صحنه ایجاد شده به عنوان بازتاب زندگی خود کودک عمل می کند و فرصتی را برای حل تعارض ، رفع موانع و به دست آوردن پذیرش خود فراهم می کند.

3- کتاب درمانی : درمانگر و کودک ممکن است برای کشف مفاهیم یا مهارت های خاص ، کتاب هایی را با هم بخوانند.

4- بازی خیالی : ممکن است به کودک اسباب بازی هایی داده شود که باعث ایجاد تخیلاتی مانند لباس پوشیدن برای اجرای یک نقش خالص باشد که ممکن است این بازی ها مستقیم یا غیر مستقیم باشد.

5- بازی درمانی رفتاری شناختی : درمانگر ممکن است از بازی برای کمک به کودک در یادگیری نحوه تفکر و رفتارهای متفاوت استفاده کند. ممکن است به یک عروسک مشاوره داده شود که چگونه فکر خود را تغییر دهد یا درمانگر از کودک بخواهد که یک حیوان پر استرس را در مورد چگونگی کنار آمدن با یک موقعیت استرس زا راهنمایی کند.

الف ) مشارکت خانوادگی : خانواده ها معمولاً بخش مهمی از درمان کودک هستند. سطح مشارکت خانواده در روند درمان ، توسط درمانگر تعیین می شود.

گاهی اوقات ، والدین ممکن است با کودک در جلسات شرکت کنند. اگر هدف جلسه درمانی در مورد مسائل خانوادگی باشد ، والدین ممکن است مستقیماً در بازی درمانی (مثلاً در مورد فرزندپروری) نقش داشته باشند.

در شرایط دیگر ، کودک ممکن است به تنهایی در جلسات شرکت کند. درمانگر معمولاً در مورد اهداف و پیشرفتهای درمانی با والدین گفتگو و مشورت خواهد نمود .

ب) گروه درمانی : بازی درمانی ممکن است در شکل گروهی استفاده شود. به عنوان مثال ، گروه درمانی غم و اندوه کودکان ممکن است شامل کودکان هم سنی باشد که برای کنار آمدن با غم از دست دادن یک عزیز در خانواده ، در بازی درمانی شرکت می کنند. کودکان ممکن است با عروسک ها بازی کنند ، بازی هایی انجام دهند که به آنها کمک می کند احساسات خود را تشخیص دهند یا به صورت گروهی درگیر پروژه های هنری شوند.

بعضی از مدارس بازی درمانی گروهی را ارائه می دهند. کودکان ممکن است در یک کار گروهی و با یک درمانگر برای مهارت های اجتماعی مانند نحوه به اشتراک گذاشتن احساسات ، ابراز مهربانی و احترام به کار گیرند.

انواع بازی

الف) بازي هاي اكتشافي : اين نوع بازي ها سبب ایجاد چالاكي و افزايش مهارتهاي حسي-حركتي و تقويت سيستم عصبي افراد مي شود، این گونه از بازی ها در درمان بیماری هایی در گونه های مختلف افسردگی و بیماری های حسی حرکتی پیشنهاد می شود.

ب) بازي هاي عاطفي، اجتماعي: افراد از طريق اين نوع بازي ها احساسات، ناكامي ها و اضطراب هاي خود را بروز می دهند. بروزاحساسات به روش صحيح و موثر باعث افزايش قدرت سازگاري در افراد مي شود. به كمك اين نوع بازي ها افراد مهارتهايي همچون عزت نفس، اعتماد به نفس، خودآگاهي، استقلال، ارتباط موثر با ديگران، همكاري و مسئوليت پذيري را مي آموزند. بازي هاي خيالي، سيني شن، ايفاي نقش، داستان سازي از جمله بازي هاي عاطفي، اجتماعي هستند، اینگونه از بازی ها برای افرادی که دارای ضعف های شخصیتی و کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس می باشند، مناسب است.بسیاری از بازیهای موبایلی می توانند با تکرار فرایندها و مفاهیم باعث سرعت یادگیری افراد شوند .مثلا بازی کروناکوییز که برای پیشگیری از ترس کودکان از بیماری کرونا منتشر شد و احساس شجاعت و امید را در بازیکنان تقویت می کند.

ج) بازي هاي ذهني (هوشي) : رشد و تكامل ذهن افراد بيش از ساير جنبه ها مورد توجه محققان بوده است؛ زيرا يادگيري يك فرايند ذهني است. افراد به كمك بازي هاي ذهني از طريق دستكاري اشياء و تماس با وسایلی که آنها را حس می کنند؛ حقايق را كشف كرده و از اين راه تجربه های متفاوتی را مي آموزند. بازي با مكعب ها، كارتهاي حافظه، دومينوها، سازه ها، ساختني ها، مك هاي مغناطيسي، ديوارك ها، پازل ها و بازي هاي كلامي از جمله اين بازي ها به شمار می روند، این گونه از بازی ها سبب افزایش قدرت استنتاج در حل مسائل می گردد.

بازی درمانی برای بزرگسالان

بازی فقط برای بچه ها نیست ، بازی درمانی هم همینطور. نوجوانان و بزرگسالان نیز می توانند در بیان احساسات درونی خود با کلمات مشکل داشته باشند. بزرگسالانی که ممکن است از بازی درمانی بهره مند شوند معمولا دارای مشکلات زیر هستند:

  • ناتوانی های فکری
  • زوال عقل
  • بیماری مزمن ، مراقبت تسکینی و مراقبت آسایشگاهی
  • مصرف مواد
  • تروما و آزار جسمی
  • مسائل مربوط به مدیریت خشم
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • مسائل کودکی حل نشده

هنگام کار با بزرگسالان ، یک درمانگر ممکن است از نقش بازی کردن یا شن درمانی برای کمک به شما در برقراری ارتباط با احساساتی که گفتن آنها دشوار است استفاده کند. این روش های درمانی می توانند به شما کمک کنند تا روی استراتژی های مقابله با سناریوهای خاص کار کنید.

بازی کردن ، چه بازی سرگرم کننده ، چه هنرو صنایع دستی و چه موسیقی و رقص ، می تواند به شما کمک کند تا از استرس های زندگی روزمره راحت شده و آرام شوید.

هنر درمانی ، موسیقی درمانی و حرکت می تواند به آسیب های پنهان کمک کند و باعث بهبودی شود. با راهنمایی یک درمانگر مجرب ، بازی می تواند ابزاری ارزشمند در رساندن شما به مکانی باشد که می خواهید.

بازی درمانی برای بزرگسالان ممکن است به عنوان مکمل سایر درمان ها و داروها استفاده شود. همانند کودکان ، درمانگر بازی درمانی را متناسب با نیازهای خاص شما تنظیم می کند.

نظریه های بازی درمانی

استفاده از بازی درمانی به عنوان یک فن ، به نهضت روان تحلیل گری و به کارهای آنافروید و ملانی کلاین در درمان کودکان بر می گردد . (لندرث، ترجمه آرین ، 1390 ). آنا فروید و ملانی کلاین ، بنیان‌گذار نظریه و روش‌شناسی بازی‌درمانی کودکان بودند. اگرچه آنها بازی را جایگزین تداعی آزاد کردند، اما کلاین بر معنای نمادین بازی و فروید بر تأثیر بازی در ارتقای رابطه کودک با درمانگر تأکید داشت.

کارل گروس ( نظریه پیش تمرین)

گروس ، شاید نخستین نظریه پرداز درباره بازی باشد که در سال 1898 مشاهداتش را از بازی های انسان و متاثر از نظریه تکاملی داروین منتشر ساخت. او معتقد بود، بازی انسان از بازی حیوانات دیگر پیچیده تر است. بازی را دارای ارزش انطباقی می داند و می گوید، بازی به کودکان فرصت می دهد که فعالیت های بزرگسالان را تمرین کنند و هدف خاصی از آن ندارند. کودکان ابتدا به بازی هایی می پردازند که به رشد و تکامل مهارت ها حسی و حرکتی آنها می انجامد و بعدا به بازی هایی علاقمند می شوند و اقدام می کنند که روابط اجتماعی آنها را تسریع می کنند.

گروس معقد است بازي يك سلسله پيش تمرين است ، هدف آن ساختن رفتار هايي است كه كودك در آينده خود به انجام آن ها مي پردازد. مثل: عروسك بازي دختر بچه ها براي تمرين مادر شدن در آينده

فروید

زیگموند فرید ، معتقد است که بازی به کودکان امکان می دهد، کامروا شوند و موثرترین وسیله برای این افراد است. هنگامی که شخص بزگسال بین نهاد (هدایت شده بوسیله اصل لذت) و خود ( هدایت شده بوسیله اصل واقعیت ) تعارض را تجربه می کند، ناکام می شود و برای حل این تعارض و رفع ناکامی (آگاهانه یا ناآگاهانه) به راه حل هایی متوسل می شود. وقتی یک کودک با چنین تعارضی مواجه می شود، می تواند با رسیدن به آرزوها یا امیالش در ضمن بازی ، تعارض پیش آمده را حل کند، مثلا با بازی کردن نقش افرادی که دوست می دارد (از قبیل والدین) ، تا بتواند میل و آرزوی خود (مثل آنها شدن) را ارضا کند.

فرويد معتقد است ، كودك رابايد از نظر جسمي و عاطفي و ذهني پرورش داد و يكي از وسائلي كه در پرورش سه قوه موثر است بازي مي باشد. فرويد به اصل لذت بردن اعتقاد داشت و معتقد بود بازي براي كودكان لذت بخش است و نياز كودگان را ارضا ء مي كند .

همچنين وي معتقد بود كه بازي فعاليتي است براي تخليه رواني( كاتارسيس) و گودك ضمن بازي خود را با شرايط دشوار مواجه مي سازد.

فرويد بر خلاف روسو، معتقد بود براي درك كودك نيازي به كودكانه رفتار كردن نيست . بلكه راهي بايستي پيدا كرد تا كودك را به دوران بزرگسالي رساند.

روانکاوی سنتی، معمولا رفتار کلامی و غیرکلامی کودکان در طول بازی را به عنوان انگیزه‌های ناخودآگاهی که افشا می‌شود، به حساب می‌آورند، در حالی که درمانگران با رویکرد ارتباط ـ شیئی، آن را نشانه میزان دلبستگی کودکان به پرستاران اصلی خود می‌دانند.

لوی

یک روانکاو قدیمی دیگر به نام لوی نیز از بازی برای احیای مجدد ضربه‌های روانی وارد آمده به کودکان و بررسی دقیق آنها استفاده می‌کرد.

فردریچ فروبل

فروبل را پيغمبر بازي مي نامند. وي معتقد بود كه بازي يكي از مواردي است كه كودك مي تواند ياد بگيرد ، كشف كندو كنجگاويش را ارضاء كند و ي اقدامبه تهيه وسايل بازي متعددي براي كودكان نمود.

فروبل معتقد است بچه ها ضمن بازي ياد مي گيرند و يادگيري هنگامي نتيجه بخش است كه كودك به بازي هاي خيالي كه او را وادار به فكر كردن مي كند مي پردازد.

از نظر فروبل با ارزش ترين فعاليت ها، فعاليت هاي خارج ازخانه و بازي هاي سازنده مثل: هنر، صنايع دستي، موسيقي و كتاب هستند.

آنا فروید

گرچه نظریه آنا فروید و زیگموند فروید در مورد بازی تا حدودی به هم شبیه هستند . امّا در تکنیک ها تا اندازه زیادی با هم تفاوت دارند . آنا فروید به ناخود آگاه اهمیت می دهد. و بر احساس همدلی تاکید دارد. علاوه بر آن به نقاشی و رنگ آمیزی کودکان در حین بازی نیز توجه بسیار دارد.

پس از آنا فروید، ملانی کلین هم با تاکید بر ناخود آگاه ، معتقد بود باید فعالیت خود به خودی را جایگزین تداعی آزاد گرد . بر اساس نظریه ملانی کلین برخورد های احساسی و نگرانی کودک در بازی او آشکار می شود .

ملانی کلاین

در ادامه ی جنگ جهانی اول ،کلاین،تکنیک بازی درمانی را گسترش داد.که امروزه در تمام دنیا بکار می رود.چون کودکان قادر به درک و انجام عمل تداعی آزاد نبودند،بعنوان جانشینی برای این مفهوم،کلاین تکنیک بازی درمانی رابرای آشکار کردن انگیزه های نا هوشیار کودکان ابداع کرد.او باور داشت که کودکان طی بازیها و نقاشی هایی که در جلسات درمان نشان میدهند،در واقع احساسات خود را بروز میدهند.او نشان دادکه راه ومسیر بازی کودکان با اسباب بازی ها آشکار کننده ی اضطراب ها و تخیلات دوران ابتدایی و نوزادی آنهاست.افکار ناهوشیار کودکان باید بوسیله ی تحلیل رفتار غیر کلامی شان فهمیده شود.در طی روند درمان او نشان میداد که چگونه این اضطراب ها بر رشد ایگو ،سوپرایگو و نگرش آنها به جنسیتشان تاثیر میگذارد و آنها را مستعد بیمار شدن در آینده میکند.

بواسطه ی روش های درمانی او،کودکان در طی جلسات درمان احساسات ادیپی،عقده های پرخاشگرانه و...را که بخاطر احساس گناه نمی توانستند بطور مستقیم بیان کنند، بطور غیر مستقیم به درمانگر نشان میدادند،که این مساله بشدت مخالفت آنا فروید را برانگیخت چرا که او معتقد بود کودکان غیر قابل روان تحلیل گری اند.

کلاین،اصطلاح« بازی درمانگری» را به منظور توصیف یک فرایند درمانگری که بازی کودک را معادل همخوانی آزاد تلقی می کند، بکار برده است و عقیده دارد که کودک، خیال پردازی ها،امیال و تجربه های کنونی خود را به گونه ای رمزی در بازیهای خویشتن بیان میکند.چرا که بازی مهمترین شیوه ی بیان اوست و عناصری که در آن آشکار می شوند مشابه عناصری هستند که در خوابدیده های بزرگسالان مشاهده میگردند و بنابر این میتوان در خلال فرایند تحلیل گری کودکان خردسال به تفسیر این داده ها پرداخت. (منصور،1379)

روش کلاین: ملانی کلاین به عنوان یک روان تحلیل گر ،روش روان تحلیل گری را برای حل تعارض های درونی کودکان بکار برد. او از روشی کاربردی به نام« تکنیک بازی» برای کودکان استفاده می کرد که امروزه گسترش و تنوع بسیاری پیدا کرده است و پایه و اساس بازی درمانی امروزی را تشکل می دهد.در این روش کودک در طی جلسات درمان که در اتاقی پر از اسباب بازی و وسایل نقاشی و... تشکیل میشود به بازی کردن و نقاشی کشیدن مشغول میشود .و در مانگر طی این بازی ها ،با در نظر گرفتن کودک ،روش بازی او و وسایلی که برای بازی انتخاب می کند و همچنین تفسیر و بررسی نقاشی کودک ،به نقاط کور و تعارض های پنهان کودک پی می برد و سعی میکند که آن ها را حل کند. این روش در واقع معادلی برای روش تداعی آزاد فروید است که کودک در آن بطور غیر مستقیم مسائل خود را عنوان می کند. (بیل جانسون و آستون ،1992)

اریک اریکسن

اریکسن از تحقیقات متعددش درباره بازی کودکان (دختر و پسر) ، دریافت که پسران به ساخت هایی علاقمندند که ایشان را فعال کنند،در حالی که دختران به مرتب کردن ساخت های ایستا تمایل دارند. هر چند که این تعبیر و تفسیر اریکسن مورد انتقاد قرار گرفته است، لکن هنوز هم جنبه درمانی بازی مورد توجه است. ولی در کودکان خردسال نمی توان از این روش استفاده کرد و بهترین روش همان بازی درمانی است. به این صورت ، که کودک ضمن بازی می تواند افکار و خواسته هایش را منعکس و بیان کند و درمانگر می تواند با توجه به نوع و کیفیت بازی های کودک ، مسایل او را دریابد و به کاهش تنش او کمک کند.

ژان پیاژه

معتقد بود بازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن به گونه ای که با وضع کنونی فرد مطابقت داشته باشد. وی معتقد بود بازی در رشد کودک نقش اساسی دارد. به نظر پیاژه انطباق از تاثیر متقابل (فعل و انفعال) درون سازی و برون سازی ناشی می شود. کودک در فرایند درون سازی تجربه ها را در طرح واره یا روان موجود ادغام و یکی می کند و روشی که برای این امر بکار می برند به مرحله رشد شناختی ایشان بستگی دارد.مثلا کودکان در مرحله حرکتی ، بازی هایی را تمرین می کنند که با فعالیت بدنی رضایت بخش همراهند. در سطح پیش عملیاتی به تدریج از بازی های عملی به بازی های نمادی (سمبولیک) منتقل می شود. به این ترتیب کودک می تواند محیط طبیعی را به شکل نماد درآورد و سرانجام به بازی های وانمودی می رسد که به نظر بعضی از روان شناسان ، این مرحله با زمان ورود به مدرسه هماهنگ است.

پياژه معتقد است: براي آنكه بتوان فعاليتي را بازي ناميد ، بايستي داراي شرايط زير باشد.

1-داراي هدف نباشد.

2- اختياري باشد.

3- لذت بخش باشد.

4- سازماندهي نداشته باشد

5- از هر گونه كشاكش و پرخاشگري آزاد باشد.

نظریه آدلر

به عقیده آدلر از طریق بازی، می توان اطلاعات مفیدی را در رابطه با وضعیت فعلی و آینده او به دست آورد و زندگی آینده کودک را تا حدودی پیش بینی کرد. آدلر به شیوه زندگی اهمیت می داد. معتقد بود ، می توان با مشاهده رفتار کلامی و غیر کلامی شیوه زندگی او را کشف کرد .

اطلاعاتی که از مشاهده کودک هنگام بازی به دست می آید ، می تواند به منظور راهنمایی در نخستین سال های زندگی او مورد استفاده قرار گیرد. مثال : علاقه کودک به سرباز های اسباب بازی ، ممکن است مقدمه ای برای یک زندگی نظامی یا مدیریت فروشگا هی بزرگ در آینده باشد.

براساس فرضیه آدلر ، ویژگی های رفتاری کودک در بازی کاملاً مشخص است ( بسیاری از فرضیه های موجود در مورد کودک از طریق مشاهده وی در بازی قابل تایید است.) به طور مثال : کودکی که نیاز به جلب توجه دیگران دارد ، نقش ستارگان سینما و یا خوانندگان معروف را بازی می کند و کودکی که به دنبال قدرت است نقش فرماندهی یک ارتش بزرگ یا مدیر یک مدرسه را بازی می کند. یک کودک انتقام جو ممکن است عروسک های خود را کتک بزند. یا اسباب بازی های خود را بشکند و....

آدلر در نظریات خود به علاقه اجتماعی نیز اهمبت داده است. علاقه اجتماعی عبارت است از تعامل فرد با اجتماع. اگر علاقه اجتماعی در کودک رشد نکرده باشد در تعاملات اجتماعی مشکل خواهد داشت. بازی های اجتماعی معمولاً مقرراتی دارد که هر عضو گروه باید آن را رعایت کند.

وی در درمانش بر اتحاد با کودکان، آموزش راه‌های مناسب جبران کمبودهای شخصی و خانوادگی به کودکان و تعلیم شیوه‌های تربیتی مناسب‌تر به والدین تأکید داشت. تحلیل‌گران کودک، معنای خواب‌ها و رؤیاهای روزانه کودکان و تخیلات آنها را تفسیر می‌کنند. همچنین فعالیت‌های آنان در حین بازی، انتقال و ضربه‌های روانی قدیمی را نیز تفسیر می‌کنند. هدف آنها افزایش میزان خودشناسی کودک و قوه کنترل هشیارانه رفتارها در او است. تحولات بعدی درمان کودکان محصول مکتب راجرز بود. درمانگران مراجع‌محور نیز گاهی از بازی برای کمک به کودکان استفاده می‌کنند تا آنها بتوانند در احساسات و مشکلات خود به جستجو بپردازند.

تکنیک بازی از نظر آدلر: 1- بازی با عروسک خیمه شب بازی : اولین مر حله در مشاوره آدلر ایجاد ارتباط با کودک است. عروسکها در واقع مکا لمه بین کودک و مشاور را آسان تر می کند. 2- خانه عروسکی و خانواده عروسکی : می تواند در مورد کودکان وابسته موثر باشد. برای شناسایی کودکان سلطه جو ، کناره گیر و.....

ویرجینیا اکسلاین

ویرجینیا اکسلاین ، سعی کرد از روش مراجع‌محور در درمان کودکانی که مشکل روخوانی و مشکلات دیگری داشتند، استفاده کند. اگرچه اکسلاین، ابتدا پیرو مکتب مراجع‌محوری بود اما دیری نگذشت که بازی‌درمانی به شیوه مستقلی برای درمان کودکان تبدیل شد. در حال حاضر گونه‌های مختلفی از بازی‌درمانی وجود دارد.

از نظر ويرجينيا اكسلاين ، بازي درماني وسيله اي براي تشخيص مشكلات كودك است .(مشاور در ضمن بازي با مشاهده رفتار كودگ به نگراني هاي وي پي ميبرد و در سدد رفع مشكلش بر مي آيد ).