سؤال این است که مگر بازی کودک چه اهمیتی دارد که معصومین علیهم السّلام به ویژه پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بر آن تأکید ورزیده و خود را مرکب سواری کودکان کرده اند ؟

پیامبراکرم (ص) فرمود : «کسی که کودکی دارد، باید با او کودکی کند» ( مَن کان عِندَهُ صَبّیٌ فلیتصاب له ) و امیرمؤمنان علی (ع) نیز فرمود : «من کان له وَلدٌ صبا» ، کسی که فرزندی دارد، باید با او کودکی کند.

حقیقت این است که، بازی از چند جهت نقش موثر و فوق العاده ای در تربیت کودک دارد که به بخش هایی از آن اشاره می کنیم : بازی یکی از نیازهای اساسی و طبیعی کودک است که بی توجهی به آن خسارت روحی ـ روانی بسیاری برای کودک به بارخواهد آورد. چنان که پیش تر گفته شد، وقتی علت طولانی شدن سجده پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را پرسیدند ، فرمودند: فرزندم حسن بر دوشم سوار بود، شتاب نکردم تا نیازش برطرف شود.

بدیهی است کودک بر اثر تغذیه دارای انرژی فراوانی است که باید به گونه ای مصرف شود. مصرف این انرژی در کودک جز از راه بازی میسّر نیست . و عدم استفاده از آن، کودک را دچار بیماری های گوناگون روانی و جسمی خواهد کرد .

در این زمینه امام کاظم (ع) می فرماید : (( خوب است که فرزند در کودکی به جَست و خیز بپردازد تا در بزرگ سالی بردبار شود. و سپس افزود: جز این کار سزاوار نیست . در واقع انسان در کودکی باید روحیه ی ستیزه جویی، هم چنین ترس ها و تردیدهای خود را به وسیله ی بازی ارضا کند تا در بزرگ سالی بتواند بردباری پیشه کند. هم چنین کودکان همواره براثر ناکامی های گوناگون به عقده های درونی مبتلا می شوند که  تخلیه ی این عقده ها در بازی میسّر است؛ زیرا با موفقیت هایی که در بازی به دست می آورند، ناکامی های زندگی را فراموش خواهند کرد، یا به شیوه های گوناگون؛ نظیر: داد و فریاد کردن، یا به گونه ای منطقی در بازی با هم بازی ها یا اسباب بازی های خود، عقده های خود را خالی می کنند . و همین امر موجب تعادل و آرامش درونی آن ها خواهد شد .

در روان شناسی در زمینه بازی، نظریه های متفاوتی ارائه شده، از جمله: نظریه ی رفع انرژی زاید که براساس این نظریه، بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت های هدف دار؛ مانند کار و نیز فعالیت های بدون هدف؛ مانند بازی، مصرف می کند. در واقع در بزرگ سالان این انرژی صرف کار می شود و در کودکان که کار و فعالیت بدنی خاصی جز بازی ندارند، از طریق بازی مصرف می شود.

بنابراین اگر به بازی کودکان اهمیت داده شود، علاوه براین که به نیاز طبیعی کودک پاسخ داده شده است، بسیاری از مشکلات روانی ـ عاطفی کودک را نیز حل خواهد کرد . عدم توجه به این نیاز، علاوه بر این که مشکلات روانی ـ عاطفی را حل نخواهد کرد، خود نیز به عُقده و مشکل روانی دیگری تبدیل خواهد شد .

از این رو امروزه روان شناسان و درمان گران، شیوه های بازی درمانی گوناگونی را برای معالجه بیماری های روانی ـ عاطفی کودکان ابداع کرده اند و از طریق بازی به مشکلات آنان پی برده و از این روش نیز آن ها را درمان می کنند.

بازی، وسیله ای برای رشد همه جانبه و هماهنگ کودک است . درسال های اولیه ی کودکی، بازی در تقویت حواس پنجگانه ، کنترل اعضا و هماهنگی آن ها نقشی اساسی ایفا  می کند. در همین سنین، کودک در بازی، عواطف و احساسات خود را به عروسک یا افرادی که در بازی با او شرکت می کنند نشان می دهد ، ترس ها و تردیدهای خود را بیرون می ریزد، محبت کردن را تجربه می کند، و یاد می گیرد که همواره نباید مورد محبت واقع شد؛ بلکه گاهی هم ممکن است مورد غضب واقع شود . گاهی باید محبت و گاهی نیز باید غضب کرد. کودک در بازی، گاه می خندد و گاه می گرید و از این طریق به تعادل عاطفی می رسد. هم چنین به کمک بازی، رشد هوش و ذهن او نیز تسهیل و تسریع شده وافزایش می یابد.

امروزه، اهمیت بازی در دوران کودکی با پژوهش گسترده ای به طور کامل تأیید شده است . اگر کودک را به ماهی تشبیه کنیم ، بازی، همانند آب زلالی است که کودک در آن شناور می باشد. پس بازی برای کودک همان زندگی است . از این رو باید شور زندگی را در میان کودکان جست وجو کرد و کودکان را نیز، باید همواره در حال بازی نگریست. چنان چه کودکی را از بازی محروم کنند، کودکی کودک ، موجودیت، سلامت و آینده اش را از او ستانده اند. دنیای بدون بازی، از نظر کودک زندانی بیش نیست.