پس از آنا فرويد، ملاني كلين ( Melanie Klein ) هم با تاكيد بر ناخود آگاه ، معتقد بود بايد فعاليت خود به خودي را جايگزين تداعي آزاد گرد . بر  اساس نظريه ملاني كلين برخورد هاي احساسي و نگراني كودك در بازي او آشكار مي شود . 

در ادامه ی جنگ جهانی اول ،کلاین،تکنیک بازی درمانی را گسترش داد. که امروزه در تمام دنیا بکار میرود. چون کودکان قادر به درک و انجام عمل تداعی آزاد نبودند، بعنوان جانشینی برای این مفهوم، کلاین تکنیک بازی درمانی رابرای آشکار کردن انگیزه های نا هوشیار کودکان ابداع کرد.

او باور داشت که کودکان طی بازیها و نقاشی هایی که در جلسات درمان نشان میدهند،در واقع احساسات خود را بروز میدهند. او نشان دادکه راه ومسیر بازی کودکان با اسباب بازی ها آشکار کننده ی اضطراب ها و تخیلات دوران ابتدایی و نوزادی آنهاست.

افکار ناهوشیار کودکان باید بوسیله ی تحلیل رفتار غیر کلامی شان فهمیده شود.در طی روند درمان او نشان میداد که چگونه این اضطراب ها بر رشد ایگو ،سوپرایگو و نگرش آنها به جنسیتشان تاثیر میگذارد و آنها را مستعد بیمار شدن در آینده میکند.

بواسطه ی روش های درمانی او،کودکان در طی جلسات درمان احساسات ادیپی،عقده های پرخاشگرانه و...را که بخاطر احساس گناه نمی توانستند بطور مستقیم بیان کنند، بطور غیر مستقیم به درمانگر نشان میدادند،که این مساله بشدت مخالفت آنا فروید را برانگیخت چرا که او معتقد بود کودکان غیر قابل روان تحلیل گری اند.

کلاین،اصطلاح« بازی درمانگری» را به منظور توصیف یک فرایند درمانگری که بازی کودک را معادل همخوانی آزاد تلقی می کند، بکار برده است و عقیده دارد که کودک، خیال پردازی ها،امیال و تجربه های کنونی خود را به گونه ای رمزی در بازیهای خویشتن بیان می کند.

چرا که بازی مهمترین شیوه ی بیان اوست و عناصری که در آن آشکار می شوند مشابه عناصری هستند که در خوابدیده های بزرگسالان مشاهده میگردند و بنابر این میتوان در خلال فرایند تحلیل گری کودکان خردسال به تفسیر این داده ها پرداخت (منصور،1379)

کلين معتقد است که فراخود کودک تقريباً رشد يافته است و بايد تعبير و تفسير بازى بلافاصله به وى گفته شود، تعبير و تفسير بلافاصله، اضطراب (Anxiety) ناشى از عدم فهم رفتار را کاهش مى‌دهد. بازى‌درمانى به‌نظر کلين دسترسى مستقيم به ناخودآگاه را ممکن مى‌سازد. ملانى کلين در ارائه اسباب‌بازى‌ها محدوديت قائل نبود و ايجاد احساس همدلى جهت تعبير و تفسير را چندان ضرورى نمى‌دانست. ملانى‌ کلين اولين کسى بود که اتاقى را از اسباب‌بازى‌هاى کوچک پر کرد اين اسباب‌بازى‌ها در اصل در حکم اشخاص، حيوانات، اتومبيل، قطار و ... بودند.

روش برخورد فرويد در تحليل روانى کودک و بازى‌درمانى به‌صورت غيرمستقيم بود يعنى با استفاده از گزارش‌هاى اولياء و کودک نسبت به تعبير و تفسير رفتار کودک اقدام مى‌نمود ولى آنا فرويد در 'وين' و کمى ديرتر ملانى‌کلين در 'لندن' نظريه‌ها و روش‌هائى براى تحليل روانى مستقيم بچه‌ها ابداع نمودند. اين روانشناسان (کلين و آنا فرويد) معتقد بودند که 'بينش - Insight' خودبه‌خودى ايجاد نمى‌شود و اينکه کودک با برقرارى ارتباط با درمانگر چه در بازى و چه با کلمات تضادهاى خود را آشکار مى‌سازد و تغيير احساسات، افکار و انگيزه‌ها، غلبه بر تضادهاى درونى را امکان‌پذير مى‌سازد.

ملانى کلين بازى را به‌عنوان شيوهٔ بيان طبيعى کودک که بر ساير روش‌ها ارجحيت دارد معرفى مى‌کند. وى 'بازى را در جريان درمان به منزلهٔ معادل همخوانى‌هاى کلامى يا تداعى‌هائى که بزرگسال در تحليل به‌دست مى‌دهد در نظر مى‌گيرد' کلين اعتقاد دارد که کودک از راه بازى به شيوه‌اى رمزي، خيال‌پردازى‌ها، اميال و تجارب خود را منعکس مى‌سازد.

رابطهٔ هيجانى و عاطفى بين کودک و درمانگر را نه به‌عنوان عمل اصلى درمان بلکه به‌عنوان وسيلهٔ سريع تشخيصى مورد توجه قرار مى‌دادند.

روش کلاین:

ملانی کلاین (Melanie Klein) به عنوان یک روان تحلیل گر ،روش روان تحلیل گری را برای حل تعارض های درونی کودکان بکار برد. او از روشی کاربردی به نام« تکنیک بازی» برای کودکان استفاده می کرد که امروزه گسترش و تنوع بسیاری پیدا کرده است و پایه و اساس بازی درمانی امروزی را تشکل می دهد.

در این روش کودک در طی جلسات درمان که در اتاقی پر از اسباب بازی و وسایل نقاشی و... تشکیل میشود به بازی کردن و نقاشی کشیدن مشغول میشود و در مانگر طی این بازی ها ،با در نظر گرفتن کودک ،روش بازی او و وسایلی که برای بازی انتخاب می کند و همچنین تفسیر و بررسی نقاشی کودک ،به نقاط کور و تعارض های پنهان کودک پی می برد و سعی میکند که آن ها را حل کند. این روش در واقع معادلی برای روش تداعی آزاد فروید است که کودک در آن بطور غیر مستقیم مسائل خود را عنوان می کند. (بیل جانسون و آستون ،1992)

بازی درمانی تکنیکی است که معمولاً برای کمک به کودکان در بیان احساسات و تجربیات خود به روشی طبیعی و مفید به کار می رود. این موضوع که امروزه که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد ، بوسیله روانکاوی به نام ملانی کلاین که نقشی محوری در توسعه این روش بازی کرد ، ارائه شد. وی از طریق کار با کودکان مشاهده کرد که کودکان اغلب از بازی به عنوان یکی از اصلی ترین راه های ارتباطی خود استفاده می کنند.

از آنجا كه كودكان كوچك قادر به انجام برخی از روشهای متداول فرویدی مانند ارتباط آزاد نیستند. كلاین شروع به استفاده از بازی درمانی به عنوان راهی برای بررسی احساسات ، اضطراب و تجربیات ناخودآگاه كودكان كرد.

کارهای کلاین منجر به اختلاف نظر عمده ای با آنا فروید شد . وی معتقد بود که کودکان خردسال را نمی توان روانکاوی کرد . کلاین اظهار داشت که تجزیه و تحلیل اقدامات کودک در حین بازی به درمانگر اجازه می دهد تا بررسی کند که چگونه اضطراب های مختلف بر رشد خود و سوپرگو تأثیر می گذارد.

امروزه روان کاوی کلینیان یکی از مهمترین مکتب های فکری در حوزه روانکاوی قلمداد می شود.