اشتراکات دو نظریه

- مفاهيم مربوط به نظريات انرژى مازاد و رفع خستگى با يکديگر تناقضى ندارد هر چند که در ظاهر اين‌چنين استنباط مى‌شود.

- هر دو اين نظريه تحت شرايط متفاوتى عمل مى‌نمايند. 

- در هر دو نظريه تأثير بازى در سلامت جسم ضرورى تشخيص داده شده و فعاليت، حرکت و جنبش عنصر لازم بازى تلقى شده است .

- در نظريات فوق تلويحاً هدفدار بودن بازى تأييد شده، تفريح، سرگرمى و نشاط نيز جزو کيفيت بازى معرفى شده است.

 

اشکالات و ایرادات این نظریات

اشکالات و ايرادات مختلفى به نظريات فوق نسبت مى‌دهند از جمله اينکه اگر نظريهٔ انرژى مازاد اسپنسر را ملاک بدانيم بايد فعاليت‌هاى مختلفى را که از کودک سر مى‌زند نيز بازى بدانيم؟! چرا که اين فعاليت‌ها نيز انرژى مازاد را از ارگانيسم خارج مى‌کند و نيز سؤال ديگرى به‌ اين‌صورت مطرح مى‌شود که آيا فعاليت‌هاى انفرادى کودکى که با خود مشغول بوده و تحرک بيشترى ندارد نيز بازى مى‌باشد؟

و اگر تئورى لازاروس را ملاک بدانيم خواب رفتن کودکان بعد از بازى که اکثراً به‌علت خستگى است چگونه توجيه مى‌شود؟! به‌عبارت ديگر آيا به خواب رفتن کودکان بعد از بازى دليلى بر کاهش انرژى آنها نيست؟ پس چگونه بازى فرصت جبران انرژى از دست رفته تلقى مى‌شود؟!

يکى از معايب عمدهٔ اين نظريات توجه به بُعد جسمى مى‌باشد يعنى هر دو نظريه از بُعد جسمى به بازى نگريسته و ساير کارکردهاى آن را کمتر مورد توجه قرار مى‌دهند. (مثل نقش بازى در اجتماعى کردن کودکان) نوع بازى و کيفيت آن نيز در اين نظريات فراموش شده و يا به اندازهٔ کافى به آن پرداخته نشده است.