تیپ شناسی بزهکاران التاریلا
تیپشناسی التاریلا (Taltirella) به بررسی بزهکاری غیر عمدی و دستهبندی بزهکاران در این زمینه میپردازد. این نظریهپرداز جرم شناس به سه گروه اصلی از بزهکاران غیر عمدی اشاره میکند که هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند. در ادامه به توضیح هر یک از این گروهها میپردازیم:
1. کسانی که به بی احتیاطی آنها از تظاهرات پرخاشجویی است
این گروه از بزهکاران معمولاً در شرایطی قرار میگیرند که رفتارهای پرخاشجویانه آنها منجر به بزهکاری میشود. ویژگیهای این گروه شامل:
پرخاشجویی: این افراد ممکن است به دلیل خشم، استرس یا فشارهای اجتماعی به رفتارهای پرخاشجویانه دست بزنند. این رفتارها میتواند به صورت ناخواسته منجر به آسیب به دیگران یا نقض قوانین شود. این افراد ممکن است به دلیل فشارهای عاطفی، استرس، یا تحریکات محیطی، واکنشهای پرخاشجویانهای از خود نشان دهند. این رفتارها میتواند شامل خشونت فیزیکی یا کلامی باشد.
عدم کنترل احساسات: آنها ممکن است در کنترل احساسات و واکنشهای خود ناتوان باشند و در نتیجه به رفتارهای غیرقانونی روی آورند. این افراد معمولاً در کنترل احساسات خود ناتوان هستند و در نتیجه ممکن است به طور ناخواسته به رفتارهای غیرقانونی و بزهکارانه دست بزنند.
شرایط محیطی: این بزهکاران ممکن است تحت تأثیر شرایط محیطی یا اجتماعی خاصی قرار گیرند که آنها را به سمت رفتارهای پرخاشجویانه سوق میدهد. به عنوان مثال، در موقعیتهای اجتماعی پرتنش یا در مواجهه با فشارهای اقتصادی.
عواقب ناخواسته: رفتارهای بزهکارانه ناشی از پرخاشجویی معمولاً بدون قصد اولیه انجام میشود و ممکن است عواقب جدی برای خود فرد و دیگران به همراه داشته باشد.
2. کسانی که رفتار بزهکارانه آنها ناشی از بیاستعدادی است
این دسته از بزهکاران معمولاً به دلیل نداشتن تواناییهای لازم یا مهارتهای اجتماعی به رفتارهای بزهکارانه دست میزنند. ویژگیهای این گروه شامل:
عدم توانایی در تصمیمگیری: این افراد ممکن است در موقعیتهای خاص، قادر به اتخاذ تصمیمات منطقی و صحیح نباشند. به عبارت دیگر، عدم توانایی در تحلیل و ارزیابی شرایط منجر به رفتارهای غیرقانونی آنها میشود.
عدم آگاهی از قوانین: این دسته ممکن است به دلیل عدم آگاهی یا آموزش کافی درباره قوانین و عواقب رفتارهای خود، به بزهکاری دست بزنند. بسیاری از این افراد ممکن است نسبت به قوانین و عواقب رفتارهای خود آگاهی کافی نداشته باشند. این عدم آگاهی میتواند ناشی از کمبود آموزش، تجربه یا اطلاعات باشد.
عدم مهارتهای اجتماعی: این افراد ممکن است در برقراری ارتباط موثر و مدیریت روابط اجتماعی دچار مشکل باشند. به همین دلیل، در موقعیتهای اجتماعی ممکن است به رفتارهای بزهکارانه دست بزنند.
تأثیر محیط: محیط اجتماعی و اقتصادی این افراد نیز میتواند نقش مهمی در رفتارهای بزهکارانه آنها ایفا کند. به عنوان مثال، افرادی که در شرایط اقتصادی ضعیف و بدون دسترسی به فرصتهای شغلی و آموزشی قرار دارند، ممکن است به دلیل بیاستعدادی و فشارهای اجتماعی به بزهکاری روی آورند.
عدم حمایت اجتماعی: این افراد ممکن است از حمایتهای اجتماعی و خانوادگی کافی برخوردار نباشند، که این موضوع میتواند به احساس بیپناهی و عدم توانایی در جستجوی راههای قانونی برای رفع نیازها منجر شود.
3. کسانی که برحسب اتفاق به نقض حکم حقوقی برانگیخته شدهاند
این گروه از بزهکاران معمولاً در موقعیتهایی قرار میگیرند که بهطور تصادفی و بدون قصد قبلی، قانون را نقض میکنند. ویژگیهای این گروه شامل:
اتفاقی بودن رفتار: رفتارهای این افراد به صورت غیر عمدی و به دلیل شرایط خاص یا تصادفی صورت میگیرد. بهعنوان مثال، ممکن است در یک موقعیت خاص به اشتباه قانونی را نقض کنند. بزهکاری این افراد معمولاً بدون نیت قبلی و به صورت ناگهانی رخ میدهد. آنها ممکن است در شرایطی قرار بگیرند که به طور غیر عمد و بدون برنامهریزی قبلی، قانون را نقض کنند.
عدم نیت بزهکاری: این افراد معمولاً نیت بزهکارانه ندارند و رفتارهای آنها بیشتر ناشی از تصادف یا عدم توجه به عواقب اعمالشان است. این افراد معمولاً هدفی برای ارتکاب جرم ندارند و رفتارهای آنها بیشتر ناشی از تصادف یا عدم توجه به عواقب اعمالشان است. به عنوان مثال، ممکن است در یک وضعیت خاص به طور ناخواسته قانونی را نقض کنند.
شرایط محیطی یا اجتماعی: این بزهکاران ممکن است تحت تأثیر شرایط خاص محیطی یا اجتماعی قرار گیرند که آنها را به سمت رفتارهای غیرقانونی سوق میدهد. مثلاً، در یک موقعیت پرتنش یا در شرایط اضطراری.
عدم آگاهی از نقض قانون: این افراد ممکن است نسبت به قوانین مربوطه آگاهی نداشته و به همین دلیل به طور تصادفی اقدام به نقض آنها کنند. این مورد بهویژه در مورد قوانین پیچیده یا کمتر شناختهشده صدق میکند.
عواقب ناخواسته: رفتارهای این افراد ممکن است عواقب جدی برای خود آنها و دیگران داشته باشد، حتی اگر نیت بزهکارانهای در کار نباشد. این امر میتواند منجر به مشکلات قانونی و اجتماعی برای آنها شود.
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .