انسان موجودی اجتماعی است و شیوه های مختلفی را برای انتقال افکار و احساسات خود به دیگران بوجود آورده است. مهارت های اجتماعی، مهارت هایی کلامی و غیر کلامی هستند که ما برای برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر از آنها استفاده می کنیم. از این مهارت ها در زندگی روزمره و در تعامل های شخصی و جمعی استفاده می شود. این واقعیت که برخی از افراد “تعامل اجتماعی” بهتری نسبت به سایرین دارند، منجر به تحقیقات متعددی در مورد ماهیت و کارکرد تعامل بین فردی شده است. شکل گیری مهارت های اجتماعی مشتمل بر آگاهی از چگونگی تعامل با دیگران، پیام هایی که ارسال می کنیم و چگونگی تعاملی کارآمدتر و مؤثرتر می شود.

ما انسان‌ها موجودات اجتماعی هستیم که راه‌های بسیاری برای انتقال پیام­‌های خود که شامل افکار و احساسات‌مان هستند، ایجاد کرده‌­ایم.

چیزی که بیان می‌شود، تحت تأثیر زبان کلامی و روشی است که برای استفاده از آن به کار می‌رود؛ مانند گام صدا، درجه‌­ی صدا و کلماتی که انتخاب می‌کنیم. همچنین پیام‌های نامحسوس دیگری نیز از قبیل زبان بدن، اشارات و حرکات و روش‌های ارتباطی غیرکلامی دیگر، در ارتباطات استفاده می‌شود.

این واقعیت که برخی از افراد نسبت به سایرین تعاملات اجتماعی بهتری برقرار می‌کنند، منجر به تحقیقات دقیق­‌تری درباره­‌ی ماهیت و عملکرد تعاملات بین فردی شده است.

مهارت‌های اجتماعی

به مجموعه مهارت‌هایی که به ما اجازه می‌دهند تا با دیگران ارتباط برقرار کنیم، مهارت‌های اجتماعی می‌گویند.

مهارت‌های اجتماعی ابزاری است که افراد را قادر می‌سازد تا ارتباط برقرار کنند، یاد بگیرند، کمک بخواهند، نیازها را از راه‌های مناسب برآورده کنند، با دیگران کنار بیایند، دوست شوند، روابط سالم برقرار کنند، از خود محافظت کنند و به‌طور کلی قادر به تعامل هماهنگ با جامعه باشند.

مهارت‌های اجتماعی ویژگی‌های اساسی شخصیت مانند اعتماد، احترام، مسئولیت پذیری، انصاف، مراقبت و شهروندی را ایجاد می‌کنند. این صفات به ساختن یک قطب‌نما اخلاقی درونی کمک می‌کند، به افراد اجازه می‌دهد تا در تفکر و رفتار خود، و در نتیجه صلاحیت اجتماعی ، انتخاب‌های خوبی داشته باشند.

مهارت‌های اجتماعی مهارت‌هایی هستند که از آن‌ها به‌منظور برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر استفاده می‌کنیم. این تعاملات می‌توانند به‌صورت کلامی و غیرکلامی، از طریق حرکات و اشارات بدن، زبان بدن و ظاهر شخصی ما اتفاق بیفتند.

سگرین (1992) ، بیان می کند که تقریباً پژوهشگران تمام رشته های علوم اجتماعی به مفهوم مهارتهای اجتماعی علاقه مند شده اند. مهارت های اجتماعی اغلب به عنوان مجموعۀ پیچیده ای از مهارت ها در نظر گرفته می شود که ابعادی مانند ارتباط، حل مسئله و تصمیم گیری، جرأت ورزی، تعاملات همسالان و گروه و خودمدیریتی را شامل می شود ( آیدوگان، کلینک و تیپتاس، 2009 ).

هارجی (1986) ، مهارت اجتماعی را چنین تعریف می کند: « مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت، که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد می باشند » ( هارجی و ساندرز و دیکسون، 1994 ، ص 26 ). ماتسون معتقد است: « مهارت های اجتماعی، رفتارهایی هستند که رشد آنها می تواند به عملکرد مؤثر و مفید فرد در جامعه کمک نماید » ( ماتسون، 1990 ، ص 301 ).

همچنین، می توان گفت: مهارت های اجتماعی مجموعه توانایی هایی هستند که روابط اجتماعی مثبت و مفید را آغاز و حفظ نماید، دوستی و صمیمیت با همسالان را گسترش دهد، سازگاری و رضایت بخشی را در مدرسه شکل دهد، به افراد اجازه دهد که خود را با شرایط وفق دهند و تقاضاهای محیط اجتماعی را بپذیرند ( گرشام، واتسون و اسکینر، 2001 ، ص 158 ).

آموزش مهارتهای اجتماعی بر موفقیت در زندگی از طریق دستکاری ظرفیت روانی _ اجتماعی افراد امکانپذیر است و افراد را قادر می سازد تا با اندیشه و تحلیل موقعیت، به رفتار سازگارانه و همراه با تحمل روی آورند ( منگرولکار، ویتمن و پوسنر. 200 ، ص 132 ).

توسعه‌­ی مهارت‌های اجتماعی به معنای آگاهی از نحوه‌­ی برقراری ارتباط با سایرین، پیام‌های ارسالی و چگونگی بهبود روش­های ارتباطی به‌منظور ایجاد روشی مؤثرتر و کاراتر برای برقراری ارتباط است.

مهارت‌های میان فردی مثبت عبارتند از: اقناع، گوش دادن فعال ، تفویض، مباشرت

مهارت‌های بین فردی عملیاتی است که برای تعامل مؤثر با دیگران استفاده می‌شود. مهارت‌های بین فردی مربوط به مقوله‌های تسلط در برابر تسلیم، عشق در مقابل نفرت، وابستگی در مقابل پرخاشگری و کنترل در مقابل خودمختاری است .

گاه ميان برداشت بزرگسالان از مهارتهاي اجتماعي مورد نياز كودكان تفاوتهای بسيار به چشم مي خورد و مهارتها بر حسب موقعيت متفاوت به نظر مي رسند. مثلاً‌ معلمان در كلاس درس، آن دسته از رفتار اجتماعي را كه به آموزش مهارتهاي تحصيلي كمك مي كنند ارزشمند مي دانند. در يك تحقيق، عده اي از معلمان مهارتهايي را كه به نظم، تعاون در رفتار، پذيرش نتايج منطقي، پيروي از ضوابط و رهنمودها، پرهيز از ستيزه جويي و رفتار خودياری پايه مربوط می شود مهارت های مهمتر دانسته اند. برای مهارت هايی نظير برقراری تماس اوليه با ديگران ارزش نسبتاً كمتری قايل بوده اند.

مسئله اجتماعی شدن و توانایی تعامل با دیگران در همه مراحل زندگی اهمیت بسیار دارد. دانشمندان مهارت های اجتماعی را این گونه تعریف می کنند: رفتارهای اکتسابی جامعه پسندی که فرد را قادر می سازد تا آن گونه با دیگران در تعامل باشد که احتمال بروز رفتارهای مثبت آنان بیشتر کرده و از واکنش های منفی آنها اجتناب ورزد. در واقع مهارت های اجتماعی مجموعه رفتارهایی است که در ارتباطات فردی با سایرین به کار گرفته می شود و نتایج مثبت را به بار می آورد. مهارتهاي اجتماعي نه تنها امكان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با ديگران فراهم مي آورد بلكه توانايي اهداف ارتباط با ديگران را نيز در شخص ايجاد مي كند. «هراندازه انسان در ارتباط با ديگران بيشتر و همه جانبه تر بتواند به هدفهاي خويش برسد، ما او را در زمينه هاي اجتماعي ماهر تر مي دانيم». در بخش هاي مختلف حتي در خانواده هاي مختلف و نيز در مقاطع گوناگون زماني، درباره ي نحوه رفتار كودكان اختلاف نظر به چشم مي خورد. بر خلاف ميل گذشته كه كودك بايد در سكوت خاص بنشيند و توجه كند، امروزه از كودكان توقع می رود با قاطعيت حرف بزنند و توانایی بیان خواسته های خود را داشته باشند.

مهارت‌های مهم اجتماعی که توسط اداره استخدام و آموزش شناسایی شده‌اند عبارتند از:

  • هماهنگی - تنظیم اقدامات در ارتباط با عملکرد دیگران.
  • راهنمایی - آموزش و کمک به دیگران برای انجام کاری (به عنوان مثال یک شریک مطالعه).
  • مذاکره - بحث با هدف دستیابی به توافق است.
  • اقناع - عمل یا واقعیت اقناع کسی یا ترغیب شدن به انجام یا باور کردن کاری.
  • سرویس دهی - فعالانه در جستجوی راه‌هایی برای پیشرفت دلسوزانه و رشد روانی - اجتماعی با مردم هستید.
  • ادراک اجتماعی - آگاهی از واکنشهای دیگران و توانایی پاسخگویی به روشی درک شده.

ویژگی‏های مهارت اجتماعی

مهارتهاي اجتماعي رفتارهايي است اکتسابي که از طريق مشاهده، مدل سازي، تمرين و بازخورد آموخته مي‌شود و داراي ويژگي‌هاي زير است: رفتارهاي کلامي و غيرکلامي را در بر مي‌گيرند، پاسخ‌هاي مناسب و مؤثر را در بردارند، بيشتر جنبه تعاملي داشته، تقويت‌هاي اجتماعي را به حداکثر مي‌رسانند، براساس ويژگي‌ها و محيطي که فرد در آن واقع شده است، توسعه مي‌يابند و از طريق آموزش رشد مي‌کنند.

در کل ويژگي‌هاي مهارت اجتماعي از اين قرار است:

  • ارتباط فرد به فرد که شامل تبادل و تفسیر پیام هاست.

  • عوامل موثر در یادگیری رشد پیدا می‏کنند و علاوه بر شخصیت فرد تجارب گذشته و تعامل بین فردی او نیز در رسیدن به هدف موثر است.
  • به صورت کلامی (سخن، لغات یا جملات) و یا غیرکلامی (استفاده از چشم، تن صدا بیان چهره‏ای و ژست ها) می‏باشد.
  • از فرهنگ و گروه اجتماعی که فرد در آن زندگی می‏کند، تاثیر می‏پذیرد.
  • از طریق تقویت اجتماعی رشد پیدا می‏کند. این تقویت در صورتی موثر است که مورد علاقه فرد بوده برانگیزاننده باشد.
  • طبیعت دوجانبه دارد و رفتارهای دوسویه را می‏طلبد، از عوامل محیطی، سن، جنس و موقعیت دیگر افراد تاثیر می ‏پذیرد (کامبز و کی، ۲۰۰۲).

مايکلسون و ديگران،درارزيابي نشانه‌هاي مهارت اجتماعي به شش عنصر اصلي اشاره مي‌کنند:

  • مهارت‌هاي اجتماعي بطور معمول آموخته مي‌شوند.
  • شامل مجموعه‌اي از رفتارهاي کلامي و غيرکلامي گوناگون هستند.
  • مستلزم داوطلب شدن ارايه پاسخهاي مناسب،موثرند.
  • تقويت‌هاي اجتماعي ديگران را به حداکثر مي‌رسانند.
  • ماهيتي تعاملي دارند و به زمان‌بندي مناسب و تأثير متقابل برخي از رفتارها احتياج دارند.
  • تحت تأثير عوامل محيطي همچون سن، جنس و پايگاه طرف مقابل مي‌باشند.

ايسلر و فردريکسن ،مهارت‌هاي اجتماعي را هم داراي جنبه‌هاي مشهود و هم داراي عناصر شناختي نامشهود مي‌دانند. عناصر شناختي نامشهود افکار و تصميماتي است که بايد در ارتباطات متقابل بعدي گرفته شود يا انجام گيرد اين عناصر همچنين مقاصد و بينش فرد ديگري را شامل مي‌شود که واکنش در برابر آن احتمالاً بر انديشه‌هاي طرف مقابل تأثير مي‌گذارد.

اجزاء تشکیل دهنده مهارت های اجتماعی

1- مهارت های ارتباطی: مهارتهای کلامی، غیر کلامی، مهارت های اولیه در برقراری ارتباط، ارتباط با غریبه ها، برقراری دوستی

2- مهارت های جرات ورزی: مهارتهای مربوط به توانایی “نه” گفتن، بیان نیازهای خود، شناسایی حقوق خود و دیگران، بیان خشم، انتقاد کردن، انتقاد پذیری، پذیرش محاسن خود، بیان احساسات و عقاید خود، تعریف و قدردانی از دیگران

3- مهارت های مربوط به پرورش حس همکاری، مسئولیت پذیری و نوع دوستی: مهارت های مربوط به همکاری در مدرسه، همکاری در منزل و همکاری در اجتماع

4- مهارت های خود گردانی: مهارت های مراقبت از خود ، هویت یابی، مطالعه و اداره امور مالی خویش

5- مهارت های درک اجتماعی و شناسایی ارزش های جامعه: مهارت های مربوط به درک اجتماعی و مهارت های مربوط به شناسایی ارزش های جامعه

یک مهارت اجتماعی شامل هر نوع شایستگی می شود که تعامل و ارتباط با سایرین را در یک بافت اجتماعی تسهیل کند. فرایند یادگیری این مهارت ها، جامعه پذیری نامیده می شود و فقدان چنین مهارتهایی می تواند باعث عقب ماندگی اجتماعی شود. اولین طبقه بندی مهارت ها که در سال ۱۹۵۷ انجام گرفت برخی مفاهیم و مهارت های مرتبط با آنها را در یک بافت بین فردی مورد توجه قرار داد:

  • تسلط در مقابل سلطه پذیری
  • عشق در مقابل نفرت
  • کنترل در مقابل خودمختاری
  • پرخشاگری درمقابل پذیرش

مهارت های بین فردی مرتبط

  • ترغیب
  • گوش دادن فعال
  • تفویض
  • همکاری

مهارت های اجتماعی می توانند صفات شخصیت لازم برای سلامت جامعه را تقویت کنند. صفاتی که تحت تاثیر مهارت های اجتماعی می توانند تقویت بشوند شامل قابل اعتماد بودن، احترام پذیر بودن، مسئولیت پذیری، انصاف، مراقبت و شهروند مفید بودن می شود.

عوامل مؤثر در اجتماعی شدن

  1. خانواده

خانواده بنيان زندگي اجتماعي شدن و اولين کانون تربيت فرزندان است. نهاد خانواده اساسي ترين و اولين محيط اجتماعي شدن است. کودک از بدو تولد در دامن خانواده نشو و نما مي يابد و سپس در کنار ديگر نهادهاي اجتماعي شدن ارتباط خويش را با آن حفظ مي کند. گرچه تاثير خانواده امروزه به سبب جابه جايي نقش ها کم شده است اما هيچگاه اين تاثير از بين نرفته است از ديدگاه آنتوني گيدنز، در جامعه امروزي اجتماعي شدن پيش از همه در يک زمينه کوچک خانوادگي رخ مي دهد بيشتر کودکان انگليسي نخستين سال هاي زندگي خود را در درون يک واحد خانوادگي شامل مادر، پدر و شايد يک يا دو فرزند ديگر سپري مي کنند برعکس در بسياري از فرهنگ ها ديگر، عمه ها و خاله ها، عمو ها يا دايی ها و نوه ها غالباً جز يک خانواده واحد بوده و مراقب کودکان اطفال بسيار خردسال را به عهده دارند.

از نظر ويل دورانت، نخستين وحدت اجتماعي که اين موجود بدان علاقه پيدا مي کند خانواده است و رشد اخلاق او با محبت و وفاداري به وحدت بزرگتر ها توسعه مي يابد تا آن که وطن پهناورش نيز در نظر او تنگ مي نمايد. خانواده هم محل کار و هم کانون عبادت، هم ديوان قضاوت و هم مرکز تعليم و تربيت براي زندگي متعالي، هم نوعي و شيوه زندگي است. زندگي پر حلاوت و برخودار از تفاهم و تعاون متعالي محض که تنها قانون حاکم بر آن قانون اخلاقي و رواني و محبت و فداکاري است. نوع ارتباط نوجوان با والدين در چگونگي شکل گيري هويت آنان موثر است. پژهش هاي آدامز و کوپرمؤيد اين مطلب است که نوجواناني که در حالت پراکندگي هويت هستند غالباً کساني اند که از جانب والدين خود به فراموشي سپرده شده و يا طرد شده اند.

وابستگي شديد نوجوان به والدين و فرمانبري مداوم از آنان، تسليم طلبي مقابل آن ها را به همراه خواهد آورد. از ديدگاه بعضي از جامعه شناسان از جمله کولي، آژانس هاي جامعه پذيري چون خانواده به عنوان منابع زندگي نه فقط براي افراد بلکه براي نهادهاي اجتماعي به حساب مي آيد گردهماي نخستين از جمله خانواده گرده هبازي که روابط صميمانه و احساس در آن ها جاري است منابع اصلي براي ايجاد نهادهاي اجتماعي شدن شمرده مي شوند.ويليام جي گود بر خانوداه به عنوان عامل اساسي اجتماعي تاکيد دارد به اعتقاد گود اگر شخص بخواهد نهايتاً عضوي از جامعه بشود مسلماً بايد مهارت هاي اجتماعي و آداب و رسوم ويژة جامعه را ياد بگيرد و خانواده وظيفه دارد آنچه را جامعه از نسل جوانتر تقاضا مي کند به کودک ياد دهد البته والدين نيز وقت زيادي را صرف اين امر مي کنند.

  1. گروه همسالان

همسالان از راه هايي منحصر به فرد و عمده در شکل گيري شخصيت، رفتار اجتماعي، ارزش هاي يکديگر دخالت دارند. کودکان از طريق سر مشق دهي اعمالي که قابل تقليد است با تقويت يا تنبيه پاسخ هاي خاص و يا ارزشيابي فعاليت هاي يکديگر و باز خودروي که به يکديگر مي دهند بر يکديگر تاثير مي گذارند.از ديدگاه ماوسن، همسالان در مفهوم از خود يا خود انگاره آنان تاثير مي گذارند. آنچه در روابط بين همسالان اهميت دارد وابستگي هاي خاصي است که بين آنان ايجاد مي شود. دوستان براي کودک تکيه گاهي محسوب مي شوند وبه او احساس ايمني مي دهند. آنان حکم درمانگر قابل اعتماد و سرمشق رفتاري را براي کودک دارندو اعمال کودک را که معيارهاي متفاوت از معيارهاي بزرگ دارند، ازريابي مي کنند.

همسالان جهان دوم نوجوانان را تشکيل مي دهند. جهان والدين و جهان همسالان. اين دو جهان مي توانند در کنار يکديگر در حالي که بخش مشترک کوچکي نيز دارند، وجود داشته باشند. دنياي همسالان خرده فرهنگي است که از بسياري جهات تحت تاثير فرهنگ بزرگتري است که کودک در آن زندگي ولي در عين حال تاريخچه، سازمان جمعي و نيز ابزار انتقال آداب و رسوم فرد از نسلي به نسل ديگر دارد. گروه همسالان مهارت هاي اجتماعي مهمي را به فرد مي آموزند که بزرگسالان به هيچوجه نمي توانند آن ها را به وي بياموزند. در ميان گذاشتن مشکلات، تضادها و احساسات پيچيده اطمينان بخش است.در دروه نوجواني که دورة فاصله گرفتن از خانواده است، گروه دوستان اهميت خاصي مي يابد. در اين دوره نوجوان از جهات مختلف از همسالان خود اثر مي پذيرد. دراين دوره روابط نوجوانان با دوستان خود گرمتر از روابط او با اعضاي خانواده است و بسياري از اطلاعات جنسي وغير جنسي را بدست مي آورد. نوجوان دوستاني را انتخاب مي کند که از نظر علايق، ارزش ها و باورها و نگرش ها همانند او باشند. زيرا چنين فردي حمايت بيشتري از او خواهند کرد و از نظر رفتار و سرگرمي هاي اوقات فراغت و نگرش نسبت به مدرسه و پيشرفت تحصيلي باوي همانندي دارند.

  1. نقش ” خود” در اجتماعي شدن

خود هستة اصلي نظرية شخصيت را تشکيل مي دهد و انسان به وسيله گرايش به شکوفا شدن و بهبود بخشيدن خود برانگيخته مي شود. خود عبارت از مجموعه ويژگي هايي فردي است که تفاوت فرد از ديگران و يا شباهت او به ديگران را بيان مي کند.خود به معني جامعيت انديشه ها و احساساتي است که فرد در ارجاع به خودش به عنوان يک شناخت عيني دارد.از ديدگاه بعضي از انديشمندان، اجتماعي شدن فقط حاصل تاثيرات عوامل بيروني نيست بلکه نيروهاي خود ما نيز در شکل گيري منش و شخصيت ما نقش دارند. بنا به نظر اريک فروم، روانکار اجتماعي، “ما بوسيلة ويژگي هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه مان شکل مي گيريم، با اين حال، اين نيروها به طور کامل منش ما را تعيين نمي کنند. ما عروسک هاي خيمه شب بازي نيستيم که به نخ هايي که جامعه آن ها را مي کشد واکنش نشان دهيم. بلکه مجموعه اي از ويژگي ها يا مکانيسم هاي روان شناختي داريم که بوسيلة آن ها ماهيت خود و جامعه ما را شکل مي دهيم.

  1. نقش ديگران مهم و تعميم يافته در اجتماعي شدن

ديگران مهم يا تاثير گذار کساني هستند که شخص به آنان توجهي خاص دارد ارزيابي آنان افعال اميال را پاداش مي دهد. ديگري تعميم يافته عبارت از ادغام ارزيابي ها و ارزش هاي ديگران مؤثر و به ويژه ديگراني که در نزد شخص مرجع محسوب مي شوند.از ديدگاه گرت و ميلز، جامعه شناسان حوزة انتقادي، ديگران مهم نقش اساسي در اجتماعي شدن افراد دارند. اين دو معتقدند براي درک و شناخت آدمي چهارمفهوم مفيد است. اين چهار مفهوم تاثير بسزايي از ديدگاه ما در اجتماعي شدن دارند :

  • ارگانيسم
  • ساختار
  • رواني
  • شخص خود ساختار منش.

مفهوم همانند سازي به نوعي به ديگران تعميم يافته اشاره دارد. همانند سازي مفهومي است که از نظرية روانکاري فرويد نشات گرفته و به فرايندي اطلاق مي شود که به موجب آن کودک تلاش مي کند خصوصيات مشخص ديگري را در وي کند.از طريق همانندسازي نگرش ها، علايق، رفتارها و لباس پوشيدن و الگوهاي رفتار مادري خود را مي گيرد. از ديدگاه ماوسن همانندسازي با تقليد صرفاً تکرار واکنش هاي مشخص وقابل مشاهدة ديگران است حال آنکه همانند سازي ظريف است که به موجب آن کودک الگوهاي کلي و گسترده تفکر را دروني مي کند.همانند سازي نشان دهندة پيوند عاطفي شديد کودک با شخص است که با او همانند سازي کرده حال آنکه تقليد چنين نيست از ديگر جوانب مهم همانند سازي ادراک کودک از شباهت بين خود و شخص ديگر است ووقتي کودک به اين شباهت پي برد اين اعتقاد در او ايجاد مي شود که با آن الگو خصوصيات مشترک دارد.

  1. نقش مدرسه در اجتماعي شدن

مدرسه نهادي اجتماعي ونمايانگر فرهنگي است که مدرسه جزئي از آن است و به کودک جهان بيني و عادات و رسوم و مهارت ها و دانش خاص را منتقل مي کند. مدرسه نظام اجتماعي کوچکي است که کودک درآن قواعد اخلاقي، عرف اجتماعي، نگرش ها و شيوه هاي برقراري ارتباط با ديگران را مي آموزد. مدرسه غالباً شبکه اي از گروه همسالان براي کودک و نوجوان مهيا مي کند. نفوذي که مدرسه دارد همه به دليل وجود شاگردان ديگر هم به دليل وجود معلمان و برنامه ريزي در سي است.پارسونز سه کارکرد مهم براي مدرسه قايل است: وظيفه اول مدرسه جامعه پذيرکردن نسل جديد با ارزش هاي مسلط جامعه، بويژه با ارزش هاي محيط خارج از خانواده، مخصوصاً با ارزش هاي دنياي کار است. در مدرسه کودک ارزش هاي عام گرايي، عملکرد، ويژگي و بي طرفي عاطفي را دروني مي کند اين ارزش ها هستند که کودک با آن ها در محيط خانوادگي کمتر ارتباط پيدا مي کند. از اين ديدگاه مدرسه محيط جامعه پذيري اصلي براي انگيزه هاي اقتصادي، عقلاني است و ارزش هاي نوعي جامعه صنعتي مي باشد.کارکرد دوم مدرسه، تربيت و آماده سازي نيروي انساني براي تصور مشاغل گوناگون در جامعه صنعتي است. کارکرد سوم مدرسه، در سطح آموزش عالي ارتباط تنگاتنگي با تحقيقات علمي دارد. از اين ديدگاه ،مدرسه محل خلاقيت، نوآوري و دگرگوني است دانشگاه نه تنها انتقال دانش از نسلي به نسل ديگر است ،بلکه محل توليد شناخت، نقد و بررسي شناخت هاي موجود و تفسير مجدد آن هاست.

پیامد های ناشی از عدم رشد مهارت اجتماعی

تعامل های اجتماعی کارا برای عملکرد موفق در خانه، مدرسه ، محل کار و اجتماع ضروری هستند.

ديدگاههاي همسـالان كودك منبع اطلاعاتي مناسبي براي اطلاع از مهارتهاي اجتماعي محسوب مي شود. روابط همسالان در زندگي كودك اهميت فوق العاده دارد و به آموزش اجتماعي كودك مربوط مي شود. مهارتهاي اجتماعي در پذيرش كودك همسالان او بسيار مؤثر است.

مهارتهاي اجتماعي در پذيرش كودك یا نوجوان توسط همسالان او بسيار مؤثر است. به طوری که کمبود مهارت های اجتماعی با تعدادی از بیماری های روانی نظیر افسردگی یا اضطراب و مشکلاتی چون پرخاشگری، سوء استفاده از مواد، مشکلات تحصیلی و حرفه ای می تواند همراه شود.

تعداد قابل ملاحظه ای از کودکان به دلایل مختلف موفق به کسب مهارت های اجتماعی نمی شوند، اغلب مهارت های رشد نیافته اجتماعی دارند و معمولا گوشه گیر و تنها هستند. تمام این رفتارها جز عوامل خطر زا در جهت افزایش میزان آزاردیدگی چه از طرف خانواده چه از سوی محیط و همسالان است. دانستن چگونه رفتار کردن در وضغیت های مختلف بخشی از مهارت های اجتماعی است.

مطالعات نشان می دهند هرچه میزان مهارت اجتماعی مناسب کودکان و نوجوانان از قبیل داشتن ارتباط دیداری با دیگران، مودب بودن، اشتیاق به ارتباط با دیگران به طریقی مفید و موثر افزایش یابد از میزان مورد آزار قرار گرفتن آنها کم می شود. کودکان دارای کارکرد اجتماعی بالا (از جمله مهارت اجتماعی)، مشکلات رفتاری کمتری داشته و از سوی دیگر در معرض آزار کمتری قرار می گیرند. این در حالی است که کودکان به دلایل مختلف از جمله سن کم و نداشتن مهارت کافی در ارتباطات بین فردی ( مهارت اجتماعی)، همواره جزء آسیب پدیرترین اقشار جامعه محسوب می شوند.

در نوجوانان نیز پرخاشگری با مورد آزار قرار گرفتن آنها رابطه دارد. یعنی هر چه رفتارهایی مانند زود عصبانی شدن، سرکش بودن، یکدندگی و لجبازی، افزایش یابد، مورد آزار قرار گرفتن هم افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر همچنین نوجوانانی که اطمینان زیاد به خود داشته باشند و رفتارهایی از قبیل، به خود نازیدن و به دیگران پز دادن، تظاهر به دانستن همه چیز و خود را برتر از دیگران دیدن داشته باشند احتمال آزار دیدگی افزایش می یابد. بسیاری از نوجوانانی که در روابط اجتماعی دارای مشکل هستند و یا توسط همسالان خود مورد پذیرش واقع نمی شوند در معرض ابتلا به انواع نابهنجاری های رفتاری و عاطفی قرار دارند. از این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • افت تحصیلی
  • بزهکاری نوجوانان
  • ناسازگاری در مدرسه
  • سو مصرف مواد و اعتیاد

مهارت های اجتماعی، سلامت روانی فرد و جامعه را تضمین می کند. این مهارت ها در عملکرد موفقیت آمیز در زندگی مهم هستند و نوجوان را قادر می سازد تا بداند که چه بگوید؟ چطور انتخاب خوبی داشته باشد؟ و چگونه در موقعیت های گوناگون رفتار کند.

شش عنصر اصلی در ارزیابی نشانه‏ های مهارت اجتماعی

ماتسون و دیگران (۲۰۰۳) در ارزیابی نشانه‏ های مهارت اجتماعی به شش عنصر اصلی اشاره می‏ کند:

  • مهارت‏های اجتماعی به طور معمول آموخته می‏ شوند.
  • شامل مجموعه از رفتارهای کلامی و غیرکلامی گوناگون و ویژه اند.
  • مستلزم داوطلب شدن و ارائه پاسخ‏های مناسب فرد هستند.
  • تقویت اجتماعی دیگران را به حداکثر می‏رسانند.
  • ماهیتی تعاملی دارند و به زمان بندی مناسب و تاثیر متقابل برخی از رفتارها احتیاج دارند.
  • تحت تاثیر عوامل محیطی همچون سن، جنس، پایگاه طرف مقابل می‏باشند.

تراور (۲۰۰۴) مهارت‏های اجتماعی را به دو بعد تقسیم می‏کنند. اجزاء مهارت و فرایندهای مهارت اجزاء، مهارت را فرآیندهای واحدی نظیر نگاه کردن، تکان دادن سر، یا رفتارهایی در روابط اجتماعی مانند سلام، خداحافظی تشکیل می‏دهند. فرایندهای اجتماعی به توانایی فرد در ایجاد رفتار ماهرانه بر اساس قواعد و اهداف مربوطه و در پاسخ به بازخوردهای اجتماعی اشاره دارد. این تمایز نیاز فرد را به نظارت بر موقعیت‏ها و تغییر رفتار در برابر واکنش سایر افراد می‏سنجد. (نریمانی و همکاران، ۱۳۸۱)
ایلسر و فردریکسن (۲۰۰۷) مهارت‏های اجتماعی را هم دارای جنبه‏ های مشهود و هم دارای عناصر شناختی نامشهود می‏ دانند. عناصر شناختی نامشهود افکار و تصمیماتی است که باید در ارتباطات متقابل بعدی گرفته شود یا انجام گیرد این عناصر همچنین مقاصد و بینش فرد دیگری را شامل می‏شود که واکنش در برابر آن احتمالا بر اندیشه‏ های طرف مقابل تاثیر می‏ گذارد (دهقان، ۱۳۸۲).
تراور (۲۰۰۷) به این نکته اشاره دارد که مهارت اجتماعی نه تنها امکان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با دیگران فراهم می‏آورد بلکه توانایی به اهداف ارتباطی را نیز در شخص ایجاد می‏کند.
الیوب و گریشمن (۲۰۰۷) کنش متقابل اجتماعی را به یک فرایند مرحله‏ای که هر مرحله نیازمند یک مجموعه از مهارت‏های متفاوتی است تجربه نموده اند، مرحله اول ارتباط، نیازمند مهارت گیرندگی است که شامل مهارت‏هایی است که برای توجه کردن و درک درست اطلاعات اجتماعی متناسب که در موقعیت‏ها وجود دارد لازم می‏باشد، چون متناسب بودن رفتار بیان فردی ما معمولا وابسته به موقعیت‏ها است، انتخاب رفتار اجتماعی درست، بستگی زیادی به شناخت صحیح نشانه‏های میان فردی و محیطی دارد که ما را به پاسخ‏های موثر رهنمون می‏شوند. مثال‏های مهارت‏های گیرندگی شامل شناخت متناسب اشخاصی است که با آنها تعامل می‏کنیم. شناخت صحیح احساسات و امیالی که دیگران بیان می‏کنند در واقع شنیدن صحیح آنچه دیگران بیان می‏کنند و دانستن اهداف شخصی فردی که با ما تعامل می‏نماید، می‏باشد (ده بزرگی، ۱۳۸۲). در مرحله بعدی ما نیازمند مهارت‏های پردازشی می‏باشیم رای موفق شدن در رویارویی میان فردی، نیازمند به این هستیم که بدانیم می‏خواهیم چه چیزی را به دست آوریم و چگونه می‏توانیم به بهترین وجه آن را کسب کنیم. انتخاب مهارت‏هایی که برای کسب اهداف نزدیک تر موثرترند مستلزم توانایی حل مشکل به شیوه منظم و سازمان یافته می‏باشد. بعد از درک صحیح اطلاعات اجتماعی متناسب با موقعیت (مهارت‏های گیرندگی) و شناخت مهارت‏های لازم برای تعامل مهارت‏های پردازشی می‏بایستی مهارت‏ها را به طرز شایسته‏ای برای تکمیل موفقیت آمیز مبادله‏های میان فردی به اجرا درمی ‏آوریم.

آموزش مهارت های اجتماعی

اجتماعی شدن به معنای یافتن جایگاه خود در جریان زندگی است. این مفهوم به معنای زندگی مسالمت آمیز با دیگران و سازگاری با آن ها نیست، بلکه به این معنا است که فرد یاد بگیرد در این دنیای آشفته و شگفت انگیز، زندگی موفقی داشته باشد. شما به عنوان پدر و مادر وظیفه دارید این مهارت را به فرزندتان بیاموزید. یادگیری این مفهوم تدریجی است و مراحل عینی و قابل ارزیابی دارد که باید آن ها را پشت سر گذاشت. والدین این فرآیند اجتماعی شدن را با راهنمایی فرزندانشان در زمینه این که هنگام بازی باید قوانین را رعایت کرد یا نباید تمام شیرینی ها را به تنهایی خورد آغاز کنند.

برای یک کودک خردسال این فرآیند با درک این نکته آغاز می شود که این جهان حول محور او نمی گردد. هر یک از ما بالاخره باید با این واقعیت روبرو شویم که جزئی از یک چیز بزرگتر هستیم. هدف والدین باید این باشد که به کودک بیاموزند مسئولیت خود را در قبال کمک به تامین رفاه کل گروه بپذیرد. بنابراین به فرزندانتان بیاموزید که یک شهروند مسئولیت پذیر باشند. به فرزندانتان کمک کنید روابطی صمیمی و توام با اعتماد با دیگران برقرار کند. اما لازم است به او نشان دهید که صمیمیت و اعتماد سطوح مختلفی دارد. به فرزندانتان یاد بدهید که توجه کنند. مشاهده دیگران و گوش دادن به حرف های آن ها نقش قابل توجهی در اجتماعی شدن کودکان دارد. والدین می توانند از طریق اشاره به موفقیت ها و اشتباهات دیگران به عنوان درس هایی که باید به آن ها توجه کرد کودک را در کسب مهارت اجتماعی شدن یاری دهند.

یکی از دلایل اصلی این که بسیاری از افراد هنگام حضور در موقعیت های اجتماعی مختلف به برخوردهای پرخاشگرانه روی می آورند این است که آنان به شدت فاقد مهارت های اجتماعی اولیه هستند و به عبارت دیگر الفبای چگونه با دیگران بودن را نیاموخته اند. این افراد نمی دانند که چگونه باید به تحریکات دیگران پاسخ بدهند تا آنان را آرام کنند. آنها نمی دانند چگونه خواسته ها و آرزوهای خود را به دیگران بشناسانند و از این رو چون دیگران خواسته های آنان را در نظر نمی گیرند با ناکامی فزاینده روبه رو می شوند. این افراد روی خشونت بسیار حساب می کنند و در واقع به دلیل اینکه رفتار صحیح را نمی دانند پرخاشکر می شوند. بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به این افراد می تواند موجب کاهش پرخاشگری آنان شود. خوشبختانه شیوه های نظام مندی برای آموزش این افراد وجود دارد که چندان هم پیچیده نیستند. برای مثال هم بزرگسالان و هم کودکان به سرعت می توانند از طریق تماشای الگوهایی که رفتارهای موثر و غیر موثر را به نمایش می گذارند مهارت های اجتماعی خود را اصلاح کنند.

چگونه مهارت‌های اجتماعی را به کودکان آموزش دهیم؟

مهارت های اجتماعی پايه

1- ارتباط چشمی: توانايي ايجاد ارتباط چشمي با ديگران هنگام گوش دادن به سخن آن ها و يا هنگامي كه با آن ها حرف مي زنيد دست كم براي يك دوره ي زماني كوتاه.

2- بيانات چهره اي: خنديدن، ابراز علاقه.

3- فاصله ي اجتماعي: دانستن اينكه در چه فاصله اي نسبت به فرد مقابل قرار بگيريم و چه موقع برقراري تماس بدني است مناسب است.

4- چگونگي صدا: حجم صدا، زيري و بمي صدا، ميزان گفتار، وضوح، محتوا

5- احوال پرسي با ديگران: آغاز ارتباط يا پاسخ گويي به احوال پرسي، دعوت كردن يك كودك ديگر براي پيوستن به شما در بعضي فعاليت ها.

6- گفت و گو كردن: مهارت هاي محاوره اي مناسب سن، بيان احساسات، سوال كردن، گوش كردن، ابراز علاقه، پاسخ دادن به پرسش ديگران.

7- بازي و كار كردن با ديگران: رعايت كردن مقررات، مشاركت، قول دادن، كمك كردن، نوبت گرفتن، تعارف با ديگران، قدرداني، ابراز تأسف.

8- جلب توجه و يا درخواست كمك: استفاده از راه هاي مناسب.

9- حل كردن تعارضات دروني: مهار پرخاشگري، فرو نشاندن خشم خود و تحمل خشم ديگران، پذيرش انتقاد، روحيه ي ورزشكاري.
10- آراستگي و بهداشت

مهم‌ترین مهارت‌های اجتماعی لازم برای کودکان، عبارتند از:

1- سلام کردن: کودکان یا نوجوانان از طریق تعامل با همسالان شان با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. نخستین گام در برقراری ارتباط، سلام کردن به دیگری است. ما با استفاده از واژگانی مثل «سلام» و «حالت چطوره» با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کنیم. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، ممکن است به افراد آشنای خود هم سلام نکنند. آنها ممکن است درست کنار دوست شان راه بروند، ولی حتی یک نگاه هم به او نکنند یا اگر حرفی بزنند، احتمالاً تماس چشمی با او برقرار نمی‌کنند و سرشان را به زیر می‌اندازند. در مواردی، اگر سلام هم بگویند، ممکن است تن صدای شان چندان دوستانه و صمیمی نباشد. بخش غیرکلامی سلام کردن هم به اندازه بخش کلامی آن اهمیت دارد. هنگام سلام کردن مهم نیست که فرد از چه عبارت و جمله‌ای استفاده می‌کند یا با چه لحن و حالتی جمله‌اش را بیان می‌کند، مهم آن است که طوری به دوستش سلام کند که او از دیدنش احساس شادی و خوشحالی کند.

2- پیش قدم شدن در گفت‌وگو‌: بعد از سلام و احوال پرسی‌، معمولا گفت‌وگو شروع می‌شود‌. برای ورود به بحث‌، فرد باید بتواند مکالمه‌ای را آغاز کند‌، ادامه دهد و به پایان برساند. این مهارت مستلزم خوب گوش دادن و توجه کردن است. برای مثال‌، او باید اصل «رعایت نوبت» را بداند. گاهی افراد موضوعی برای صحبت کردن با یکدیگر ندارند، در اینگونه موارد می‌توانند پرسشی را مطرح کنند؛ مثل کارتون خرس‌ها یا فلان فیلم را دیده‌ای؟ یا می‌دانی در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟ موضوع بحث باید برای هر دو طرف جالب و جذاب باشد تا هر دو را به نوعی درگیر صحبت کند. مکالمه یک طرفه موجب خستگی و کسالت دو طرف می‌شود و ممکن است موجب قطع همین ارتباط ساده هم شود. حتی ممکن است تاثیری منفی در ذهن آن دو بگذارد و در آینده هم تمایلی برای صحبت کردن با هم نداشته باشند. پس گوش کردن مثل صحبت کردن مهم است. اگر کودک یا نوجوان علاقه‌ای به آنچه دوستش می‌گوید، از خود نشان ندهد، ممکن است از صحبت کردن با او منصرف شود. کودکان کم توجه و پرتحرک، اغلب زمان صحبت کردن و گوش کردن را درست تشخیص نمی‌دهند.

3- درک احساس شنونده: زمانی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، برای حفظ و ادامه آن لازم است که گوینده به حالت‌های عاطفی شنونده‌اش توجه داشته باشد. افرادی که مشکل ارتباطی دارند، اغلب در درک احساس شنونده نیز ناتوان هستند، درحالی‌که کودک یا نوجوان اجتماعی، سریع و راحت می‌تواند حالت‌های احساسی شنونده‌اش را بشناسد و طبقه‌بندی کند، آنگاه سخنانش را ارزیابی کند و براساس پاسخ‌هایی که از شنونده دریافت می‌دارد، کلماتش را انتخاب کرده و گفت‌وگو را ادامه دهد.
4- همدلی کردن: همدلی کردن شبیه درک گفته‌های دیگران است، با این تفاوت که شنونده باید سعی کند احساسات سایر افراد را نیز درک ‌کند. همدلی کردن این امکان را به فرد می‌دهد که بتواند ارتباطی واقعی با دوستانش برقرار کند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی در درس ریاضی نمره20 گرفته ولی دوستش 11 شده است، بتواند شادی خود را کنترل کرده و با دوستش به ابراز همدردی بپردازد. او می‌تواند با گفتن جمله‌ای نظیر « اشکال ندارد، سعی کن در امتحان بعدی بیشتر درس بخوانی تا نمره بهتری بگیری»، او را دلداری دهد. .

5- یافتن نقاط مشترک: برای حفظ یک مکالمه دوستانه، توجه به نقاط مشترک هر دو طرف اهمیتی خاص دارد. این سرنخ‌ها به کودک یا نوجوان کمک می‌کند تا تمایل بیشتری برای ادامه دوستی و دیدارهای بعدی با هم داشته باشند. بخش مهم شناخت این سرنخ‌ها، توجه به لحن و زیر و بم صدای افراد است. برای مثال هر دو از یک ویژگی آموزگارشان خوش‌شان بیاید یا به ورزش فوتبال علاقه‌مند باشند. .

6- پیش‌بینی کردن: برای حفظ گفت‌وگو، کودک یا نوجوان باید از قبل بتواند تاثیر گفته‌های خود را بر شنونده پیش‌بینی کند و افکار شنونده را درنظر داشته باشد. برای مثال، اگر احساس می‌کند که جمله‌اش می‌تواند موجب ناراحتی، آزردگی، خشم یا اندوه شنونده شود، ممکن است شیوه بیان کلمات یا جملات خود را تغییر دهد. کودکان غیراجتماعی معمولا توجهی به این نکته ندارند و قادر نیستند کلام خود را تغییر دهند. در مورد آنچه قصد دارند بگویند، کمی فکر می‌کنند و آنگاه به زبان می‌آورند. ب

رای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان در حال صحبت درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌شان هستند و از این گفت ‌وگوی خود لذت می‌برند، بدیهی است اگر یک نفر به آنها بگوید «هفته دیگر امتحان ریاضی داریم، آیا شما تمرین کرده‌اید؟» خوش‌شان نخواهد آمد و او را طرد خواهند کرد. زمانی که فرد کلام دیگران را قطع می‌کند (وسط حرف دیگران می‌پرد) و بدون درنظر گرفتن شرایط فعلی جمع، سخنی می‌گوید، مورد بی‌مهری سایرین قرار خواهد گرفت.

7- شیوه حل مسئله: بخش دیگری از مهارت اجتماعی افراد مربوط به تشخیص درست اختلاف‌ها و مسائل بین افراد است. گاهی ممکن است فردی با گفته‌های شما موافق نباشد و از شنیدن سخنان شما خشمگین شود و شروع به پرخاشگری و تندی با شما کند، اینگونه موارد (چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده) تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت ‌وگو را ندارند، معمولاً دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند. اینگونه کودکان می‌خواهند همیشه برنده باشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه بهایی برای این برنده شدن باید بپردازند (از دست دادن دوست). این گروه مدام در اجتماع لطمه می‌خورند و برای خودشان دشمن می‌تراشند. اختلاف داشتن با دیگران اجتناب‌ناپذیر است و اغلب برای شفاف‌سازی‌ موضوع باید به گفت‌وگو بپردازند. برای یک مکالمه و گفت‌وگوی دو طرفه و حفظ روابط دوستی نیاز به برنده شدن یکطرفه نیست، بلکه باید هر دوطرف از مکالمه برنده بیرون بیایند.

8- عذرخواهی کردن: هر فردی ممکن است گاهی دچار سوءتفاهم و اشتباه در روابط اجتماعی خود با دیگران شود. فردی که از مهارت‌های اجتماعی بالایی برخورد است، با اعتماد به نفس کافی پا پیش می‌گذارد و بابت اشتباهش عذرخواهی می‌کند. با این شیوه پسندیده، او سریع و آسان می‌تواند رفتارش را تصحیح کند. کودکانی که در مهارت‌های اجتماعی ضعیف هستند، هنگام بیان عذرخواهی دچار دردسر می‌شوند و دست و پای خود را گم می‌کنند. آنها می‌ترسند که دیگران آنها را احمق بدانند درحالی‌که مردم معمولا برای کسی که بابت اشتباه خود عذرخواهی می‌کند، احترام و ارزش بیشتری قائل هستند.

در ادامه نیز چند پیشنهاد برای شروع ارتباط آورده شده است:

  • سعی کنید با شخصی که تازه ملاقات مي‌کنید، یک یا دو مورد از اطلاعات شخصی خود را با او تبادل کنید.
  • در مورد سرگرمی‌ها و علائق خود با دیگران صحبت کنید و در این مورد از آنها نیز جویا شوید.
  • سعی کنید در محل‌هاي عمومی به رفتارهای مقبول اجتماعی دقت کنید و از آنها الگوبرداری نمایید.
  • سرعت صحبت کردن و تون صدای مناسب را در موقعیت‌هاي اجتماعی متفاوت تمرین کنید.
  • سعی کنید از لطیفه‌هاي جالب و غیر زننده در جمع دوستان و خانواده استفاده کنید.
  • برای بهبود روابط خود، گوش دادن فعال را تمرین کنید و به صحبت دیگران توجه و دقت کنید.
  • برای تمرین برقراری ارتباط کلامی، از تلفن به مراکز خدماتی آغاز نمایید.
  • با مطالعه روزنامه و مجلات متداول در جامعه سعی کنید اطلاعات شخصی خود را از رویدادها و مسائل اجتماعی بالا ببرید و از آنها در ارتباطات خود با دیگران استفاده کنید.
  • سعی کنید ابراز وجود یا رفتارهای قاطعانه را با خانواده و دوستان خود تمرین کنید و از رفتارهای کاملا منفعلانه و پرخاشگرانه اجتناب کنید.
  • برای ابراز وجود، نظر و احساس خود را در مورد موضوعات مورد بحث بیان کنید.
  • تا آنجا که می توانید در میهمانی‌ها و مجامع عمومی شرکت کنید.
  • متناسب با مکانی که در آنجا حضور پیدا می‌کنید، لباس خود را انتخاب کنید.
  • زمان مناسبی را برا ی صحبت با دیگران انتخاب کنید و از پر حرفی و یا سکوت بیش از حد بپرهیزید.