نظریه اعتماد شاو
بسیاری از محققان بر جنبه ها و ابعاد مختلفی در جهت توسعه تئوری اعتماد تأکید کرده اند. مایر و دیگران برای رسیدن به این هدف پیشنهاد می کنند که باید به خصوصیات و ویژگیهای اعتمادکننده و اعتمادشونده توجه شود. آنها یک مدل پیشنهاد کردند؛ همچنین بین عوامل به دست آمده از اعتماد و خود اعتماد و پیامدهای اعتماد تمایز قائل شدند.
بنابر نظر شاو، عنصرکلیدی و ضروری در ایجاد اعتماد بالا در سازمانها و تیمها، به دست آوردن نتایج، عملکرد منسجم و توجه به مشارکت است. شاو نکات کلیدی مانند رویه های رهبری، طراحی سازمانی و فرهنگ سازمانی را برشمرد. میشرابر هم اهیمت شایستگی، گشودگی، توجه و قابلیت اطمینان تأکید کرد (مارتینز ، ۲۰۰۲).
شاو تعریفی از اعتماد بدین صورت ارائه کرده است :”باور و یقین به اینکه آنهایی که ما به ایشان اعتماد و اتکاء کرده ایم ، انتظارات ما را نسبت به خود برآورده خواهند ساخت. این انتظارات تابع ارزیابی ما از وظیفه و مسئولیت دیگری برای تأمین نیازهای ما میباشد”
شاو اعتماد را به اعتقاد داشتن به تعریف دیگران می کند؛ زیرا، برای رسیدن به خواسته خود های وابسته به دیگران هستیم.
به عبارتی دیگر شاو اعتماد را، اعتقاد به این موضوع تعریف میکند که برای دستیابی به انتظاراتمان، به دیگران وابسته هستیم. به اعتقاد چارلتون، رهبران به کارکنان اعتماد میکنند، برای اینکه کاری را انجام دهند که نیاز دارند انجام شود. رهبران به شباهت در گفتار و کردار نیاز دارند (بودلایی و همکاران،۱۳۹۰).
هر آنچه از روانشناسی می خواهید را در این وبلاگ بجویید .